قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
699
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهل و هشتم از رحلت خير البشر در اين سال مالك بن عبد اللّه خثعمى بن غزوه ارض روم رفت و عمرو بن يزيد الجهنى از راه دريا به غزوهء آن ديار رفت . بعضى گويند جنادة بن ابى اميّه در اين سال از راه دريا به غزوهء آن ديار رفته بود . از وقايع اين سال آن بود كه معاويه ، ضحّاك بن قيس را از امارت كوفه عزل نموده ايالت آن ولايت را به عبد الرحمن بن عبد اللّه بن عثمان الثقفى ، كه خواهرزادهء معاويه بود از امّ الحكم ، ارزانى داشت . و در ايّام حكومت عبد الرحمن جماعتى از خوارج - كه مغيرة بن شعبه ايشان را دربند داشت - بيرون آمده با حيّان بن ظبيان سلمىّ « 1 » و معاذ بن جوين الطائى بيعت نمودند و از كوفه بيرون آمده به موضعى كه بانقيا گويند جمع شدند . عبد الرحمن لشكرى انبوه به عقب ايشان فرستاد تا اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و بقيّة السيف گريخته به گوشهها رفتند . امّا چون اين عبد الرحمن با اهل كوفه بنياد جور و ستم كرد اهل كوفه به تنگ آمده او را از شهر بيرون كردند . پس عبد الرحمن به دمشق نزد خال خود معاويه رفت و او ايالت مصر به عبد الرحمن داد . پس متوجّه مصر شد . چون به دو منزلى مصر رسيد معاوية بن حديج كه از مصر به دمشق مىآمد به عبد الرحمن ملاقات نموده او را برگردانيد و گفت : اى عبد الرحمن تو سلوكى كه با اهل كوفه كردى به مصريان رسيده و اهل مصر تو را در مصر نخواهند گذاشت . به عزّت خود بازگرد كه مصر جاى تو نيست . القصّه ؛ عبد الرحمن با معاوية بن حديج به جانب دمشق بازگشتند . چون مقرّر چنان بود كه معاوية بن حديج هرگاه به دمشق نزد معاويه آمدى شهر را از جهت تعظيم او آيين بستندى ، اين
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : حسان بن طينيات سلمّى . به قياس تاريخ طبرى و الكامل تصحيح شد .