قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

662

تاريخ الفي ( فارسى )

مردم را سوگند داد تا به سى كس رسيد - و بعضى هشتاد گفته‌اند كه سوگند نخوردند - پس فرمود تا دستهاى آن جماعت را در همان موضع بريدند . و اوّل كسى كه زياد او را در كوفه بكشت ادنى بن حسين بود كه از او چيزى به زياد رسانيده بودند . چون او را طلب كرد ، گريخت . زياد متعرّض مردم كوفه شد كه : او را پيدا كنيد . آخر الامر او را پيدا كرده نزد زياد آوردند . زياد از او پرسيد : چه مىگويى در حق امير المؤمنين عثمان بن عفّان ؟ گفت : داماد رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، بود و زوج دختر او او . گفت : چه مىگويى در حقّ معاويه ؟ گفت : مردى سخى و حليم است . گفت : چه مىگويى در حقّ من ؟ گفت : به من رسيده كه تو در بصره مىگفتى كه من بىگناه را به عوض گناهكار مىگيرم و مقبل را به جاى مدبر جزا مىدهم . زياد گفت : من چنين حكم كرده‌ام . گفت : اين خبطى عظيم است . زياد گفت كه او را گردن زدند . و در اين وقت شيعيان امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، از جهت تحقيق مسائل شرعيه به خانهء عمرو بن الحمق جمع مىشدند و از او استفادهء شرعيات نمودند ؛ چرا كه او از خواص اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بود . بنابراين عمارة بن عقبة بن ابى معيط نزد زياد بن ابيه رفت و اين اجتماع را به وجه ناخوش خاطرنشان زياد كرد . و بعضى گويند اين غمّازى را يزيد بن رويم كرد . به هرتقدير ، زياد گفت : اگر من دانم كه از مغز ساق عمرو بن حمق دشمنى من و بغض من سيلان مىنمايد من او را نمىرنجانم تا او بر من خروج نكند . امّا پيش عمرو بن حمق فرستاد كه خلايقى كه پيش تو جمع مىشوند اگر ارادهء تعليم مسائل دارند بايد كه اين صحبت در مسجد باشد نه در خانه . و امّا سمرة بن جندب در بصره چندان مردم را بكشت كه روزى ابن سيرين به زياد گفت : در بين غيبت تو سمرة بن جندب هشت هزار كس را به قتل رسانيده . و ابو سوار عدوى مىگفته كه سمرة بن جندب تنها از قوم من در يك چاشت چهل و هفت نفر را بكشت كه همهء ايشان جامع قرآن بودند . با وجود چنين ضبط سمرة بن جندب در همين سال قريب ازدى و زخاف طائى ، كه با يكديگر پسرخاله بودند ، در بصره خروج كردند و هردو به اتّفاق بر قبيلهء بنى ضبعه كه هفتاد نفر بودند ريخته و يك نفر سعد نام از ايشان كشته شد . چون خبر خروج قريب ازدى و زخاف طائى شهرت گرفت جماعتى از جوانان بنى راب قصد گرفتن ايشان نموده بيرون رفتند . ميانهء ايشان جنگ تير بسيار شد ، اما آخر عبد اللّه بن اوس الطائى قريب را به قتل رسانيده سرش را پيش زياد فرستاد . زياد در باب قتل خوارج بسيار سعى مىنمود و در بصره سمرة بن جندب نيز در اين باب كمال اهتمام به جاى آورد تا آنكه خلقى بسيار از خوارج به قتل رسيدند و جماعتى اندك