قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

632

تاريخ الفي ( فارسى )

به حال او چنان كه اين زمان معلوم شده پيش از اين بشناختمى در همه احوال متابع زياد كردمى و به همه وجوه استرضاى او بر خويشتن فريضه دانستمى . زياد برادر امير المؤمنين است و برادر ماست . بعد از اين هيچ دقيقه‌اى از رعايت جانب او فرونگذاريم و آنچه ممكن باشد از مراعات و شفقت در حقّ او به جاى آريم ، ان شاء اللّه تعالى . معاويه چون اين فصل سخن از حارث بشنيد بخنديد و حارث را نيكويى گفت و جايزه‌اى خوب به او داد و او را اجازت مراجعت كرد . القصّه ؛ چون ايالت بصره به زياد قرار گرفت زياد به بصره درآمد و مردمان را نيك بترسانيد و بر طاعت و متابعت معاويه ترغيب و تحريص نمود و كار بر مردمان تنگ گرفت . به اندك تهمتى كه بر كس نهادندى عقوبتش عظيم مىكرد و از شهر اخراج مىنمود . ولايت بصره را چنان به ضبط درآورد كه هيچ‌كس شب در سراى خود نبستى و اگر چيزى از كسى در كوچه افتادى هيچ آفريده‌اى زهرهء آن نداشتى كه آن را برداشتى ، تا صاحب آن بازآمدى و متاع خويشتن برگرفتى . القصّه ؛ زياد بر اين وضع عدل و انصاف پيش گرفت و دوستى او در دل اخيار و ابرار جاى گرفت و دزدان و مفسدان از او هراسناك شده تمامى بگريختند . به‌واسطهء هيبت و سياست او ولايت بصره معمور و آبادان شد و مردمان به رفاهت و ارزانى و فارغ البالى به حال خود مشغول مىبودند و شعرا در مدح زياد قصايد گفتند . در اين اثنا روزى منادى كرد كه مردم به مسجد جامع حاضر شوند . چون مردمان جمع شدند زياد بر منبر رفت و بارى سبحانه و تعالى را به حمد و ثناء بليغ ستايش نمود و به مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، درود فرستاد . بعد از آن گفت : اى مردمان شما در حقّ من عظيم غلط كرديد و كمال حال و غور خاطر من به حقّ آن معرفت نشناختيد . چنان كه در جاهليت از روى جهالت و ضلالت بر ارتكاب جرايم دليرى مىنموديد امروز نيز همان شيوه پيش گرفتيد و بر هتك استار و اظهار فواحش تجاهر مىنماييد . مگر ذكر پيغمبر مرسل نشنوده‌ايد و نصايح و زواجر كتاب الهى ندانسته‌ايد و بر ثواب كريم و عذاب اليم كه اهل اطاعت و معصيت را فرموده است وقوف نيافته‌ايد ؟ دنياى فانى را بر آخرت باقى برگزيده‌ايد و قواعد نو در كار فسق و فساد پيش گرفته‌ايد . نه شما را عقل است كه در تقديم اين اعمال فاسد و اشغال كاسد مانع آيد . غافل‌وار زندگانى مىكنيد و ستوروار روزگار مىگذرانيد . از درخواست عاقبت و كارهاى ناشايسته نمىانديشيد و از هول روز قيامت كه به همه حال خواهد بود و از نقير و قطمير حساب خواهند كرد نمىترسيد . زهى دلير جماعتى كه شماايد و زهى غافل طايفه‌اى كه اينجا نشسته‌ايد ؛ فهيهات هيهات لما توعدون .