قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
633
تاريخ الفي ( فارسى )
طعام و شراب بر زياد حرام باد اگر اين شهر را با زمين برابر نكند به خراب كردن و سوختنى كه صلاح جز در آن نيست . سوگند مىخورم به خدايى كه احديت [ از ] صفات اوست كه در اين شهر ولى را به جرم ولى خواهم گرفت و مقيم را به عوض مسافر و مقبل را به جاى مدبر و تندرست را به بدل بيمار ، تا خللها زايل گردد و كارها استقامت پذيرد . بدانيد كه دروغ والى پوشيده نماند . اگر از من دروغى شنويد شما را حلال باشد كه در من عاصى شويد . اى اهل بصره ! شما را مىفرمايم كه شب در سراها مبنديد . هرچيزى كه از شما بدزدند من ضامنم كه بازدهم . و چون در مسجدها نماز خفتن ادا كنيد مىبايد كه به سراهاى خويشتن شويد . البتّه در شب بيرون نياييد و در كوچه و بازار مگرديد كه هركرا شب در كوچه و بازار ببينند خون او بريزند و ملاحظه نكنند . و از رسوم جاهليت و كفر كه يكديگر را به آل فلان و يا بنى فلان آواز مىكرديد در گذريد و بدانيد كه من در اين امور بر شما حجّت مىگيرم . بعد از اين اگر كسى را به رسم جاهليت آواز كنيد بفرمايم تا زبان او ببرند . مىبينم كه شما رسوم محدث مىنهيد و قاعدههايى كه پيش از اين معهود نبوده است ظاهر مىكنيد . از اين شيوه اعراض نماييد و هيچ رسم تازه منهيد و بدانيد كه هرگناهى از شما در وجود آيد بر او عقوبتى معيّن كردم و به هيچوجه از آن تجاوز نخواهم كرد . هركس كه كسى را در آب غرق كند ، فرمودهام كه او را در همان آب غرق كنند . اگر كسى را بسوزند ، فرمودهام كه او را بسوزند . هركسى كه در خانهء كسى نقب زند ، فرمودهام كه در شكم او نقب زنند . هركسى كه گور بگشايد و كفن از مرده بيرون كند فرمودهام كه او را زنده در خاك كنند . بايد كه دست و زبان نگاهداريد تا از دست و زبان من خلاصى يابيد كه از هرآفريدهاى كه خلاف ظاهر شود ، خواه وضيع و خواه شريف ، فرمايم كه گردن او بزنند . و بدانيد كه من در اين شهر با بسيار كس عداوت داشتم و در دل از ايشان كينههاى ديرينه داشتم . اكنون چون اين ولايت به دست من افتاد و بهواسطهء عنايت امير المؤمنين فرمان من در اين شهر نافذ شد مىتوانستم كه همه را بگيرم و كينهء خود بازخواهم . اما عفو اولى دانستم و پيرامن عداوت و كينه نگرديدم . پس هركس طريق احسان مراعات ورزد در مقابل آن از ما احسان و شفقت بيند ، و آنكس كه گرد بدى و عداوت و دشمنى گردد سزاى خويشتن بيند . بايد كه همه به گوش هوش اين سخنان بشنويد و تساهل و تغافل در امور خود راه ندهيد و بدانيد كه من نگاهبان شمايم و به استيلا و سلطنتى كه حقّ سبحانه و تعالى مرا داده شما را از حوادث روزگار نگاه مىدارم و انواه شدايد و مكايد از شما دفع كنم . مرا بر شما فرمانبردارى و متابعت است و شما را بر من انصاف و معدلت ؛ چندانكه شما در طاعت و متابعت من افزاييد من در عدل و انصاف مىافزايم .