قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

627

تاريخ الفي ( فارسى )

وقايع سال سى و يكم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه سال چهل و يكّم از هجرت آن سرور است از جمله وقايع اين سال خروج اهل بصره و خلاف ايشان با معاوية بن ابى سفيان است . در تاريخ ابن اعثم كوفى مسطور است كه چون اهل بصره خبر يافتند كه امير المؤمنين حسن بن على ، عليهما السّلام ، با معاويه بيعت كرد و خلافت به او گذاشت ، ايشان را بسيار ناخوش آمد و مردمان مشوّش خاطر شدند و گفتگوى اضطراب ميان ايشان ظاهر گشت ، بنابراين جمعيّتى كرده با يكديگر قرار دادند كه ما هرگز به خلافت معاويه راضى نخواهيم شد . پس حمران بن ابان « 1 » كه از معارف بصره بود مردمان را تسكين داد و شهر بصره را جهت امير المؤمنين حسن نگاهداشت و مردمان را به بيعت امير المؤمنين حسن ، عليه السّلام ، خواند . طايفه‌اى با او مطاوعت نمودند و به جهت هواخواهى امام حسن كمر انقياد در ميان بسته مرافقت [ 86 ب ] و موافقت او نمودند . چون اين خبر به سمع معاويه رسيد بسر بن ارطاة « 2 » را با لشكرى عظيم به جانب بصره تعيين كرد تا فساد و خللى كه آنجا ظاهر شده دفع نموده در تدارك آن كوشد . چون بسر بن ارطاة به بصره رسيد جماعتى كه بر حمران بن ابان جمع شده بودند متفّرق شدند . بسر بن ارطاة در بصره آمده در قصر امارت فرود آمد . آن روز هيچ نگفت . روز ديگر به مسجد جامع آمد و بر منبر شد و امير المؤمنين على و فرزندان و اهل بيت او را دشنامها داد و سخنهاى قبيح گفت . بعد از آن گفت : اى اهل بصره سوگند به شما مىدهم كه اگر دانيد كه راست مىگويم مرا

--> ( 1 ) . م : حمران بن اعين ؛ ق : عمران ابن ابان . ( 2 ) . هرسه نسخه : عمرو بن ارطاة .