قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
617
تاريخ الفي ( فارسى )
و عبد اللّه بن ظبيان آن ملعون را كشتند . آنجناب نالان و مجروح در قصر ابيض مداين فرود آمد . « 1 » جرّاحان به معالجهء آن حضرت مشغول شدند . شفا يافت . در اين اثناء معاويه به انبار رسيده قيس بن عباده را ، كه از قبل امير المؤمنين حسن در آن موضع مىبود ، محاصره كرد و عبد اللّه بن عامر به نزديك مداين رسيد . امير المؤمنين حسن از آن موضع به عزم جنگ بيرون آمد . چون تلاقى فريقين روى نمود عبد اللّه عامر فرياد برآورد كه من مقدمهء [ لشكر ] معاويهام و غرض من محاربه و جنگ نيست ، معاويه با جمعى كثير در ولايت انبار است ، اكنون سلام من به ابو محمّد حسن بن على برسانيد و بگوييد كه عبد اللّه تو را به خدا سوگند مىدهد كه دست از محاربه بازدار و در هلاك نفس خويش و اين جماعت كه با تواند نكوشى . چون سپاه امام حسن سخن عبد اللّه بن عامر را شنيدند و هم و هراس بر ضماير ايشان استيلا يافته دست از كارزار بازداشتند و كار از دست رفت . امير المؤمنين حسن ، عليه السّلام ، به مداين درآمد و عبد اللّه عامر به محاصره مشغول شد . و چون امام حسن ضعف اصحاب خود مشاهده نمود به عبد اللّه عامر پيغام داد كه من ترك خلافت كردم و زمام اختيار در كف اقتدار معاويه مىگذارم ، مشروط به چند شرط . يكى آنكه اگر معاويه كينهاى از اهل عراق و شيعهء امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را كشته باشد انتقام نكشد ، و سياه و سفيد از وى در امان باشند ، و هيچكس را مؤاخذه نكند ، و خراج اهواز را هرساله به آن حضرت مسلّم دارد ، و مبلغ دو هزار هزار درم سال بسال به امام حسن رساند ، و در عطايا و صلات بنى هاشم را بر ساير مردم ترجيح و تفضيل نمايد . در روضة الصفا مسطور است كه يكى از شرايط اين بود كه پنج هزار درم از بيت المال كوفه به امام حسن ، عليه السّلام ، گذارد تا قضاء ديون خويش از آن كند و خراج فسا و [ 85 الف ] دارابجرد و فارس را هرساله به مدينه فرستد تا امام حسن در مهمات خويش صرف نمايد . و سبّ امير المؤمنين و آل و اصحاب او بر طرف كند . ابو حنيفهء دينورى گويد كه چون ابن عامر خبر مصالحه به معاويه فرستاد جميع ملتمسات امير المؤمنين حسن را معاويه به انجاح مقرون داشته در آن باب به خطّ خويش وثيقه نوشت و به خاتم خود مهر كرده سوگندان مغلظه ياد نمود كه خلاف آن نكند و فرمود كه رؤساى شام اسامى خويش در آن وثيقه نوشتند و آن عهدنامه به عبد اللّه عامر فرستاد . ابن امر آن صحيفه به
--> ( 1 ) . فرمانده اين محل سعد بن مسعود ثقفى ، عموى مختار ، بود . مختار به عموى خود پيشنهاد مىكند كه امام حسن ( ع ) را به معاويه تسليم كند ، و او نمىپذيرد .