قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
605
تاريخ الفي ( فارسى )
گوشهء بساط متمكّن گردانيده امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را در ميان آن بساط جاى داد . صحابه بر زبان آوردند كه يا رسول اللّه حكم الهى اين است كه وصىّ خود را بدانجا فرستى . از اين پنج كس وصىّ تو كيست ؟ آن حضرت جواب داد كه وصى من كسى است كه چون بر اصحاب كهف سلام كند جواب شنود و هركس وصّى من نباشد با وى سخن نگويند . بعد از آن باد بساط را برگرفته به در غار اصحاب كهف برد . ابو بكر و عمر و سلمان و ابو ذر ، رضىّ اللّه عنهم ، يكى پس از ديگرى به ترتيب مذكور به درون غار رفته بر ايشان سلام كردند . امّا هيچكدام جواب نشنيدند . آنگاه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، برخاست و گفت : السّلام عليّك ايّها الفيئة . از غار آواز برآمد كه : و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته . پس حضرت امير گفت : من رسول پيغمبر خدا محمّد مصطفايم و مىخوانم شما را به دين اسلام و ملّت خير الأنام . جواب دادند كه : مرحبا به و بك ، امنّا به و صدّقناه . باز مرتضى على گفت : رسول خدا بر شما سلام مىكند . جواب دادند كه : على محمّد رسول اللّه السّلام مادامت السّموات و الأرض و عليك بما بلّغت . يعنى : بر رسول خدا سلام تا آسمانها و زمينهاست و بر تو بر آنچه رسانيدى از پيغام او . آنگاه گفتند : رسول خدا را از جانب ما سلام و صلوة بگوى كه ما به خوابگاه خود رفتيم تا وقتى كه مهدى ، عليه السلام ، خروج كند و ما در زمرهء او باشيم . پس امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : چرا ياران ما را جواب نداديد ؟ آواز برآمد كه : ما را گفتهاند جواب ندهيم مگر [ وصى ] پيغمبر را . پس بازگفتند : ما به خوابگاه خود رفتيم و تو را وداع كرديم . آنگاه شاه ولايت با رفقا به همان ترتيب نشسته باد آن را برداشته و به مدينه رسانيد . رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، چون ايشان را ديد بر زبان معجز بيان گردانيد كه : يا على ! كيفيت واقعه را من گويم يا تو مىگويى ؟ امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، عرض كرد : يا رسول اللّه همان بهتر كه اصحاب هدايت انتساب آن حكايت را از لفظ دربار تو بشنوند . نبىّ آخر الزمان آن واقعهء غريبه را به شرحى كه مسطور گشت تقرير فرمود . ابن صبّاغ مالكى در كتاب فصول المهم آورده كه زهرى « 1 » مىگويد كه روزى عبد الملك بن مروان به اهل مجلس خود گفت : كدامى از شما خبر مىدهد مرا از امرى غريب كه در روز قتل علىّ بن ابى طالب ظاهر شده . پس من گفتم : يا امير المؤمنين امر غريبى كه در قتل علىّ بن ابى طالب به ظهور پيوست آن بود كه هيچ سنگى از سنگريزهاى بيت المقدّس برداشته نمىشد
--> ( 1 ) . محمّد بن مسلم ( 58 - 124 ه . ق . ) از خاندان بنى زهره معروف به زهرى . وى در نظر اهل سنّت بسيار ستوده است ولى از نظر شيعه دوستى و دشمنى وى مورد ترديد است ؛ - الغارات ، ص 577 ، پابرگ .