قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
601
تاريخ الفي ( فارسى )
از تو راضىام بلكه ايزد تعالى و ملائكه نيز از تو راضىاند . و از جمله احاديث صحيحه كه دالّ است بر آنچه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، وصىّ رسول ، عليه السّلام ، است به نصّ حضرت رسالت ، صلّى اللّه عليه و آله ، حديث غدير خم « 1 » است . و مجمل آن قضىّ ، بر وجهى كه در كتب معتبره مسطور است ، آن است كه چون حضرت رسالتپناهى ، صلّى اللّه عليه و آله ، از اداء مناسك حجّة الوداع فارغ گشته متوجّه مدينهء طيّبه شد بعد از طى منازل و قطع مراحل به منزل غدير خم - كه از نواحى جحفه است - رسيد . در آن سفر خير اثر به روايتى صد و چهارده هزار كس در ملازمت آن حضرت بودند . حضرت شفيع الامم ، صلّى اللّه عليه و آله ، بعد از وصول به غدير خم در آن منزل ، كه بهواسطهء فقدان آب و علف قابليت نزول نداشت ، فرود آمد . اهل اسلام نيز لوازم متابعت به تقديم رسانيدند . و سبب نزول در آن منزل آن بود كه قبل از [ آن ] حضرت مقدّس نبوى به حسب وحى سماوى مأثور شده بود كه جناب ولايتمآب مرتضوى را به خلافت خويش نصب فرمايد . و آن حضرت اظهار اين صورت را جهت دريافتن وقتى كه از اختلاف مأمون باشد در عهدهء تأخير انداخته بود . چون به موضع غدير خم رسيد ، معلوم شد كه از آن منزل طوايف خلايق از موقف حضرت رخصت گرفته به جانب منازل خود خواهند رفت و ارادهء ازلى مقتضى آن بود كه تمامى آن مردم بر وصايت شاه ولايت وقوف يابند ، بنابراين جبرئيل امين بر امر ربّ العالمين به اين آيهء كريمه كه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ، بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ [ مِنْ رَبِّكَ ] ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ « 2 » فرود آمد . يعنى : اى فرستادهء خدا ، برسان به كافهء خلايق آنچه فروفرستاده شده است به سوى تو از پروردگار تو . پس اگر نمىكنى - يعنى نمىرسانى تو آنچه مأمورى به آن - پس گويا كه تو نرسانيدهاى رسالت خداى سبحانه و تعالى را مطلقا ، و خداى تعالى نگاه مىدارد تو را از شرّ و نفاق مردمان . بر ارباب انصاف مخفى نيست كه به اتّفاق مفسّرين و محدّثين نزول اين آيه در غدير خم بود ، و حال آنكه قبل از حجة الوداع جميع شريعت مصطفى سواى تعيين خليفه استكمال يافته بود ، و لهذا بعد از آن قضيّه هيچ حكمى از احكام شريعت بلكه ، نزد اهل سنّت و جماعت ، بعد از حجّة الوداع هيچ آيه نازل نشد . و اگر چه علماى اهل بيت رسالت ، بأجمعهم ، و بعضى از محقّقين اهل سنّت و جماعت مثل جلال الدّين سيوطى « 3 » در تفسير درر المنثور تصريح نموده ،
--> ( 1 ) . خم : آبگيرى است در جحفه ، ميان راه مكّه و مدينه ، كه به نام مردى خمنام ناميده شده است . ( 2 ) . مائده ، 67 . ( 3 ) . عبد الرحمن بن ابى بكر ملقب به جلال الدّين ، اديب ، حافظ قرآن ، مورّخ و از جمله اجلّهء علماء اسلامى است . در -