قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

602

تاريخ الفي ( فارسى )

برآنند كه بعد از آنكه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، امير المؤمنين على را به خلافت خود نصب فرمود آيهء كريمهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً « 1 » در همان روز نازل شد . حاصل آيه آنكه : امروز كامل گردانيدم از براى شما دين شما را و تمام ساختم بر شما نعمت خود را و راضى شدم از براى شما دين اسلام را . پس حضرت رسالت فرمود : اللّه اكبر و الحمد للّه على اكمال دينه و اتمام نعمته علىّ و رضاه على رسالتى و بولاية علىّ بعدى . يعنى : خدا بزرگ است و حمد است خداى را بر اكمال دين و اتمام نعمت خود بر من و بر راضى بودن پروردگار من به رسالت من و به ولايت علىّ بن ابى طالب بعد از من . شيخ جلال الدّين سيوطى - كه از اكابر علماء شافعيه است ، بلكه او را مجدّد رأس مأئة عاشر مىدانند - در تفسير درر المنثور نقل مىكند كه ابن مسعود ، رضىّ اللّه عنهما ، مىفرمايد : ما در عهد رسول خدا اين آيه [ را ] چنين مىخوانديم : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ انّ عليّا مولى المؤمنين وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ چون مصحف ابن مسعود را ذى النورين ، رضّى اللّه عنه ، جهت رفع اختلاف سوخت ، قرائت او متعارف نيست . القصّه ؛ چون به مقتضاى كريمهء مذكور وجوب نصب امير المؤمنين به خلافت به تحقيق انجاميد حضرت رسالت در اين موضع منزل گزيد و فرمود تا سايه بعضى از درختان را صفا داده پالانهاى شتران را جمع ساخته بر زبر يكديگر نهادند و بلال حسب فرمودهء « 2 » آن حضرت ندا كرد كه : عجّلوا على خير الاعمال « 3 » . يعنى : زود بياييد بر بهترين اعمال . و به روايتى آنكه گفت : الصّلوة ، الصّلوة . پس خلايق جميع شدند . رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، بر بالاى آن پالانها برآمد و مرتضى على نيز بفرموده آن بالا رفت و بر يمين سيّد المرسلين بايستاد . آن سرور بعد از اداى حمد و ثناى باريتعالى از انتقال خويش به عالم بقا مردم را آگاه گردانيده و فرمود كه من در ميان شما دو چيزى عظيم مىگذارم كه اگر دست در آن زنيد گمراه نشويد و يكى از آن دو بزرگتر است از ديگرى . و آن دو گرانمايه قرآن و اهل بيت من است و آن دو از يكديگر جدا نشوند تا در لب حوض كوثر به من رسند . پس فرمود : اى مردمان ! آيا نيستم من به شما اولى از نفسهاى شما ؟ از اطراف و جوانب آواز برآمد كه : آرى يا رسول اللّه . پس آن حضرت دست شاه ولايت را گرفته فرمود : من كنت مولاه ، فهذا علىّ مولاه ، أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله

--> سال هشتصد و چهل و نه در قاهره متولّد شد و به سال نهصد و يازده در همين شهر وفات يافت . بيش از پانصد تأليف به وى نسبت داده‌اند . ( 1 ) . مائده ، 3 . ( 2 ) . هرسه نسخه : حسب الفرموده . - و . ( 3 ) . ق : هملوا الى خير العمل ؛ ش : حىّ على خير العمل .