قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
596
تاريخ الفي ( فارسى )
و روايتى ديگر آنكه حضرت امير فرموده بود كه بعد از فوت من از گوشهء خانه لوحى پديد خواهد آمد ، مرا بدانجا بخوابانيد و غسل دهيد و از آستانهء خانه كفن و حنوط پديد آيد ، مرا بدان تكفين كنيد و در تابوت نهيد و تابوت را در ميانهء خانه بگذاريد و فرزندان مرا طلب نماييد تا وداع كنند . آنگاه نوبتى حسن و كرّتى حسين بر من نماز گزارند . و چون پيش تابوت من از زمين برخيزد شما پايين تابوت را برداريد ، و هرجا كه سر تابوت بر زمين آيد مرا آنجا دفن كنيد . و در مقصد اقصى مذكور است كه در موضع قبر آن حضرت اختلاف است . بعضى مىگويند در قصر امارت - كه قريب به مسجد جامع كوفه است - مدفون است ، امّا قبر ايشان بنابر وصيّت از خوف اعدا با زمين برابر كردند . بعضى گويند در فضاء آن قصر مدفون است . و نخعى از شريك نقل مىكند كه بعد از وقوع مصالحه ميان امير المؤمنين حسن ، عليه السّلام ، و معاويه امام حسن ايشان را به مدينه برد و آنجا دفن كرد . و بعضى از غلاة مىگويند كه ايشان را به آسمان بردند ، چنانچه عيسى بن مريم را ، عليه السّلام . امّا اصح آن است كه از اهل بيت ، عليهم السّلام ، منقول است ؛ چرا كه اتّفاق ايشان در جميع احكام شريعت معتبر است ، خاصه در معرفت مدفن جدّ بزرگوار ايشان . و آن قول را ابن عساكر در مستقصى بدين منوال ايراد نموده كه : من با [ يكى از ] اصحاب عترة طاهره ، ابو الغنايم ، كه نقيب مشهد امير المؤمنين ، عليه السّلام ، بود در كوفه مصاحبت كردم و در طواف بيت اللّه الحرام نيز رفيق ايشان بودم . و در حالت مراجعت چون به مداين رسيديم در خانهء سيّد اجل ، كه نقيب مداين بود ، نزول كرديم و ابو الغنايم نيز در آنجا بودند . در اثناء صحبت سخنى چند از فضائل امير المؤمنين - كه مرا معلوم بود - در حضور ايشان تقرير كردم . از من نوشتند و اظهار عقيده و اخلاص كردند ، و از ايشان نيز فوايد بسيار در فضائل امير المؤمنين شنيدم . و من در آن مجلس از ابو الغنائم پرسيدم كه از تربت امير المؤمنين مرا خبر ده كه در وى اختلاف بسيار مىشنوم . گفت : در اين باب اختلاف نمىورزد مگر طاغى و مرتاب ، و الّا پدر من از پدران خود چنين نقل مىكرد كه امير المؤمنين وصيّت كرد حسن بن على را كه : اى فرزند چون من رحلت كنم قبر من آشكارا مكن كه ده هزار از شجاعان جاهليت و دليران اسلام كشته باشم . مىترسم كه فرزندان ايشان قبر مرا بگشايند . خصوصا خوف من از بنى اميّه بيشتر است . باز ابو الغنايم گفت : مرا نقل از اجداد خود بدين وجه رسيده كه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، حسنين را ، عليهما السّلام ، چنين وصيت كرده كه چون من به جوار رحمت ايزدى پيوندم مرا به موضعى بريد كه نام او غرّى است - كه الحال به نجف مشهور است - و در آن موضع تلهاى سرخ باشد ، يكى را از آنجا بكشيد . از آنجا لوحى بيرون آيد كه بر وى نوشته باشد كه اين قبر آدم صفى اللّه و نوح نجى اللّه است . مرا در آن موضع دفن كنيد . لاجرم حسنين