قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
584
تاريخ الفي ( فارسى )
دل كدام ولىّ است كه نشانهء تير بلاى او نيست ؟ بلكه بر آتش بلاى او در هرباديه هزار هزار دل كباب است و از دود ابتلاى او در هرزاويه هزار هزار ديده پرآب : رباعى اندر همه دشت خار و يك سنگى نيست * كز خون دل و ديده بر او رنگى نيست در هيچ زمين و هيچ فرسنگى نيست * كز دست غمش نشسته دلتنگى نيست و مصداق اين كلام نزد علماى انام از تأمّلها در وقايعى كه ميان امير المؤمنين و يعسوب الدّين ، اسد [ الله ] الغالب علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، و معاوية بن ابى سفيان واقع شده - بر وجهى كه سبق ذكر يافت - كالشمس فى رابعة النهار ظاهر و هويدا مىگردد ، زيرا كه با وجود آنكه ، به اتّفاق جميع طوايف امّت ، او مهر سپهر امامت ، خليفهء به حقّ ، و امام مطلق بود و پيش از تمامى اهل اسلام به متابعت حضرت خاتم الانبياء ، عليه و آله السّلام ، اقدام نموده و خصوصيت نسبى و حسبى و مقارنهء با رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، به اكمل وجهى حاصل داشت و پيوسته در ملازمت آن حضرت رايت غزا و جهاد و لواء علم و اجتهاد مىافراشت و در ميدان شجاعت و مردانگى از مجموع مبارزان گوى مسابقت مىربود و در ايوان سخاوت و فرزانگى بر جميع كريمان اعصار سابق مىنمود و اكثر اكابر مهاجر و انصار غاشيهء متابعتش بر دوش گرفته بودند و بيشتر اشراف بلاد و امصار حلقهء متابعتش در گوش كشيده آن حضرت را بر طبق دلخواه بر معاوية بن ابى سفيان كه بىشايبهء اشتباه طليق بن طليق بود ، يعنى آزاد كرده پسر آزاد كرده ، و در سلك مؤلفة القلوب انتظام داشت استيلا ميّسر نگرديد و از آن جهت مدّتى مديد روزگار فرخنده آثار را به انواع غصّه و غم و اصناف حزن و الم گذرانيده تا آنكه به درجهء رفيعهء شهادت رسيد . در شرح نهج البلاغه ابن هيثم بحرانى منقول است كه نوبتى يكى از مخصوصان شاهنشه امامت و منتسبان عتبهء عليه كرامت از آن حضرت پرسيد كه يا امير المؤمنين ، با وجود انواع فضائل صورى و معنوى و اصناف كمالات دنيوى و اخروى كه از ذات فايض البركات تو را حاصل است سبب چه بود كه ابن هند را مغلوب نتوانستى ساخت ؟ جواب داد كه دنيا به دو پا قائم است . يكى حقّ و ديگرى باطل . و من اراده كردهام كه به يك پا قائم گردد كه ميسر نشد . عجب حالتى است كه واليان هدايت بهواسطهء جفاى دنياى بىوفا همواره در زواياى يأس و حرمان نشينند و سالكان مسالك غوايت از كجروى فلك بىسروپا پيوسته در رياض امانى و آمال آثار دولت و كامرانى مىچينند . مقرّبان بارگاه سبحانى به سبب حصول سعادات جاودانى از مستلذّات عالم فانى مهجور و مردودان درگاه يزدانى بهواسطهء كثرت وسائس به جميع مرادات اين جهان مغرور .