قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

569

تاريخ الفي ( فارسى )

ساعت بسر بن ارطاة الفهرى « 1 » - كه يكى از فراعنه و جبّارين شام بود - بخواند و كيفيت واقعهء جند با او مشروحا بيان كرد . بعد از آن گفت : اهل جند از ما اميرى قوىحال سائس كه بر دفع لشكر علّى بن ابى طالب غالب باشد طلبيدند و من هيچ‌كس را از تو لايق‌تر نمىدانم ؛ چرا كه ، تو را هم علم است و هم شجاعت و عقل و كفايت . بايد كه اين كار را به نوعى كفايت دهى و خاطر ما را چنان از آن فارغ سازى كه مزيدى بر آن متصوّر نباشد . چهار هزار سوار آراسته تمام سلاح دو اسبه به متابعت تو آماده كرده‌ام ، بسعادت برنشين و به جانب يمن روان شو و به هرموضع كه مىرسى مردم را به اطاعت من مىخوان و بيعت من مىستان . بايد كه از راه مكّه و مدينه روى و از اهل ايشان بيعت من گيرى . همچنين بر هرشهر و قصبه‌اى كه مىگذرى كه اهل آن به بيعت علىّ بن ابى طالب بوده باشند اوّلا با ايشان سخنهاى درشت مىگويى و كار بر ايشان به نوعى تنگ مىكنى كه ايشان را يقين شود كه از دست تو به‌هيچ‌وجه نجات و خلاصى ايشان ممكن نخواهد بود . بعد از آن آهسته‌آهسته پاره‌اى از شدّت و صولت فرود آى تا يكباره رميده و متنفر نشوند و هركس از وضيع و شريف ، [ و ] معروف و مجهول كه قدم در دايرهء طاعت و بيعت ما نهد او را نيكو دارى و به وعده‌هاى خوب مستظهر گردانى ، و هركس كه از متابعت و مطاوعت ما سركشى نمايد و پاى از حدّ بيرون نهد و از قول و اشارت تو درگذرد گردن او بزن و به همين منوال مىرو تا به يمن برسى . بسر بن ارطاة در جواب كلمات معاويه سخنان نيكو گفت و با آن چهار هزار سوار « 2 » از دمشق به جانب مدينه شد . چون ابو ايوب ، كه از جانب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، والى مدينه بود ، شنيده بسر بن ارطاة قصد مدينه دارد بسيار بترسيد و از مدينه بيرون آمده بگريخت . چون بسر نزديك مدينه رسيد اهل مدينه از ترس جان خود به استقبال او بيرون آمدند . چون بسر ايشان را بديد بانگ بر ايشان زد و گفت : شاهت الوجوه . يعنى زشت و ناخوش شود اين رويها - خداى تعالى مثل شما را در قرآن بيان فرموده ، حيث قال عزّ و جلّ « 3 » : وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ . « 4 » - يعنى : بيان مىفرمايد حق سبحانه و تعالى مثل ديهى را

--> ( 1 ) . نام وى در جمهرة أنساب العرب ( ص 161 ) و الإصابه ( ج 1 ، ص 147 ) ، عمير بن عويمر ضبط شده و نويرى نام وى را ابى ارطاة عمير يا عويمر شامى آورده است ؛ - نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 39 ؛ و ابن اثير او را از طايفهء عامر بن لوى مىداند . ( 2 ) . ابن ابى الحديد معتقد است كه لشكر بسر بن ارطاة سه هزار نفر بود كه وى در « دير مروان » [ - دير مران ، واقع در غوطهء دمشق ] از آنها سان ديد و چهارصد نفر از آنها را كنار گذاشت و با دو هزار و ششصد نفر حركت كرد ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 182 و نيز ؛ - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 2675 . حركت بسر به سوى حجاز در سال چهلم هجرى بوده است . ( 3 ) . يعنى : آنجا كه خداى عزّ و جل گفته است . - و . ( 4 ) . نحل ، 112 .