قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

565

تاريخ الفي ( فارسى )

و در اين سال معاويه عبد اللّه بن مسعدة الفزارى را با هزار و هفتصد كس به جانب تيماء « 1 » فرستاد . عبد اللّه از اعراب باديه به بهانهء زكات مال بسيار گرفت و نزد معاويه فرستاد . چون اين واقعه در هنگام موسم حجّ بود خلقى بسيار از حاجيان جمع شدند و با عبد اللّه بن مسعده جنگ در گرفتند و از لشكر او بسيار كس بكشتند . چون اين خبر به مسامع عليّه علويّه رسيد مسيّب را با دو هزار مرد فرستاد و در تيماء با ابن مسعده جنگ كرد و سه ضربت بر او زد . چون قتل او نمىخواست « 2 » گفت : بگريز و از نادانى خون خود مريز . القصّه ؛ ابن مسعده با مردم خود گريخته به قلعه‌اى از قلاع آنجا پناه برد و اكثر سپاه به سوى شام گريختند و اموال ابن مسعده را اعراب غارت نمودند . مسيّب ايشان را سه روزه محاصره نمود . آخر بر در قلعه هيزم جمع كرد و آتش در آنجا انداخت . چون ايشان را هلاك متيقّن شد آغاز تضّرع و زارى نمودند ، چندانكه مسيب از روى مرحمت و رقّت فرمود تا آتش را بكشتند . پس ابن مسعده با بعضى از اصحاب شب بيرون آمد و به جانب شام گريخت . و در همين سال معاويه ، ضحاك بن قيس را با سه هزار كس به جانب اعرابى كه در واقعهء ابن مسعده به اطاعت امير المؤمنين و اعانت مسيب قيام نموده بودند فرستاد و ضحاك از آن اعراب مال بسيار گرفت و اكثرى را به قتل رسانيد و بنى تغلب را غارت كرد . و نيز در اين سال معاويه دو هزار كس تعيين نمود تا در راه حجّاج عراق چاهها و حوضها را انباشتند و همّت بر منع مردم از زيارت بيت اللّه الحرام گماشت ، لاجرم در اين سال هيچ‌كس از عراق حج نگزارد . و مردم در اين باب معاويه را بسيار ملامت كردند ، گفت : منع من از آن جهت بود كه مسلمانان را در مكّه امامى نيست . و در اين سال عقيل بن ابى طالب از اسد اللّه الغالب رنجيده پيش معاويه رفت . و سبب اين معنى آنكه عقيل از بيت المال هرروز دو درم وظيفه داشت و داعيهء آن نمود كه چيزى بر آن زياده شود تا به فراغت بال معيشت گذراند . بنابراين اندك طعامى ترتيب فرموده امير المؤمنين را به ضيافت طلبيد و ، در اثناء صحبت [ و ] گفت و شنيد ، اظهار افلاس نموده التماس كرده كه چيزى بر وظيفهء او زياد كنند . آن حضرت فرمود : وجه اين طعام را از كجا به هم رسانيدى ؟ عقيل جواب داد : چندگاهيست كه هرروز يك درم و نيم را خرج ما يحتاج نموده نيم درم را جمع كردم و ما يحتاج اين صرف نمودم . امير المؤمنين فرمود : پس بر اين تقدير يك درم و نيم تو را كفايت است . و در مقصد اقصى آورده كه چون عقيل در اين باب مبالغهء بسيار نمود آن حضرت فرمود :

--> ( 1 ) . تيماء شهرى كنار رودخانهء خابور در محلّ اتّصال خابور به فرات . ( 2 ) . م : قتل او مصمم ساخت .