قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

549

تاريخ الفي ( فارسى )

مقتول يافتند . همهء نشانه‌ها را چنان كه امير فرموده بود مشاهده نمودند . بعد از آن حضرت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بر كشتگان بگذشت و گفت : زهى خسارت شما كه خود را به تزوير ابليس پرتلبيس در ورطهء ضلالت ابدى هلاك گردانيديد . بعد از آن روى به اصحاب كرد و فرمود : اگر سبب غرور شما نگشتى خبر مىدادم كه رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، قاتلان اين طايفه را چه وعده‌ها فرموده . در مقصد اقصى آورده كه در ميان كشتگان چهارصد كس كه رمقى از ايشان باقى مانده و حضرت امير المؤمنين قرابتان ايشان [ 75 الف ] را فرمود : به معالجهء ايشان قيام نماييد و چون به حال صحت بازآيند ايشان را به كوفه رسانيد . و عدى بن حاتم چون « 1 » پسر خود را در ميان كشتگان خوارج يافت ، گفت : سپاس مر خداى را كه مرا به مصيبت تو مبتلا گردانيد . و در لشكر آن طايفه هرچه بود جمع كردند و اسب و سلاح را در ميان لشكر آن طايفه هرچه بود جمع كردند و اسب و سلاح را در ميان لشكر خود قسمت نمودند و باقى اقمشه و امتعه را فرمودند كه به وارثان آن طايفه رسانيدند . « 2 » القصّه ؛ بعد از آنكه خاطر خطير حضرت امير از مهم خوارج فراغت يافت زبان به اداء ثناء الهى و درود حضرت رسالت‌پناهى گشوده فرمود : چون حضرت ذو الجلال ابواب فضائل و افضال بر روى روزگار شما مفتوح گردانيد و اعداء دين را مغلوب و مقهور ساخته ، پس الحال لايق چنان است كه متوجّه قتال گمراهان شام شويد و قضيّهء قاسطين را نيز مانند واقعهء مارقين - كه عبارت از خوارجند - به فيصل رسانيد . اشعث بن قيس به اتّفاق جمعى از معارف سپاه به موقف عرض رسانيدند كه يا امير المؤمنين تير ما آخر شده و شمشيرهاى ما كند گشته و نيزه‌هاى ما شكسته . ما را به كوفه رسان تا سلاح و آلات جنگ بهم رسانيده از روى استظهار تمام استيصال ظلمهء شام را پيشنهاد همّت خود سازيم . اين ملتمس درجهء قبول يافته شاه مردان عنان عزيمت به جانب كوفه انعطاف داد . و بعد از وصول به نواحى آن بلده موضع نخيله را لشكرگاه ساخته فرمود كه هركسى مهمّى داشته باشد به شهررود و يك روز توقّف نموده مراجعت نمايد تا زود عزيمت سفر شام به امضا رسد . روز ديگر يا بعد از گذشتن چند روز ، على اختلاف القولين ، لشكرگاه را خالى گذاشتند ، مگر طايفه‌اى از وجوه و اعيان و اشراف قوم كه تغيير فرمان حضرت امير المؤمنين

--> ( 1 ) . به‌طورىكه در پابرگ مربوط به پناهنده شدن پسر ديگر عدى بن حاتم ، زيد ، گفتيم نام اين پسر طرفة بود . نيز ؛ - الكامل ، ج 4 ، ص 152 . ( 2 ) . حضرت ضمن دو خطبه نظر خود را در خصوص آيندهء خوارج بيان كرده و فرموده‌اند : « پس از من خوارج را مكشيد . » ؛ - نهج البلاغه ، خطبه‌هاى 60 و 61 .