قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

517

تاريخ الفي ( فارسى )

كه لوازم اين كار بر وجه احسن به تقديم مىرساند ! پس به خدايى كه جز او خدايى نيست كه اگر امير المؤمنين امروز از ايشان به غير از آنچه ديروز مىخواست به چيزى ديگر راضى شود ما بر او خشم گيريم و ميان ما و آن‌كس كه در امير المؤمنين طعن كند ، نيست مگر شمشير . پس جماعتى از بنى بكر بن وايل بر پاى خاستند ، چون حريث بن خالد ، خالد بن معمّر ، شقيق بن ثور « 1 » و كردوس « 2 » بن عبد اللّه ، و به نزديك امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : فرمان تو راست . اگر تو اين قوم را اجابت مىكنى ما هم اجابت مىكنيم و اگر بر ايشان انكار مىفرمايى ما همه انكار مىنماييم و ما همه مطيع و فرمانبردار توايم و پيش تو به خدمت ايستاده‌ايم و چشم به اوامر و نواهى تو نهاده . ما را هرچه فرمايى در اتمام آن به جان كوشيم و در اطاعت و انقياد كمال سعى و اهتمام به جاى آريم . امير المؤمنين فرمود : من سزاوارترم به اطاعت از كسى كه مرا به كتاب خداى تعالى خواند . اما معاويه و عمرو عاص و پسر ابو معيط و حبيب « 3 » بن مسلمه و ضحّاك بن قيس و پسر ابى سرح اهل دين و قرآن نيستند و من ايشان را از ايشان نيكوتر دانم و اخلاق و احوال ايشان نيكو شناسم ؛ چه ، از اوّل عهد اسلام تا امروز با ايشان بوده‌ام و ظاهر و باطن احوال و افعال ايشان مشاهده مىكردم و يقين مىدانم كه بستن مصحفها را بر سر نيزه‌ها حاصلى نيست ، بلكه اين مكر و حيله‌ايست كه موجب فريب عوام و ضعيفان عقل مىشود . و با وجود اين روا نباشد كه مرا به قرآن خوانند و من اجابت نكنم ؛ چرا كه من با ايشان از آن جهت جنگ مىكردم كه ايشان به حكم قرآنى راضى نمىشدند و اوامر و نواهى الهى را طاعت و انقياد نمىنمودند . اكنون كه كار نزديك آورده بودم كه به مخلص و مقطع رسانم شما مرا موافقت نكرديد و بر مكر ايشان مغرور شديد . بالضروره جانب شما در آن نگاهداشتم و مخالفت شما نورزيدم . « 4 » حاضران او را بر اين كلمات دعا و ستايش كردند . در اين اثنا ابو الاعور السلمّى بر اسب سوار شده مصحف بر سر نهاده از پيش معاويه آمد و به نزديك امير المؤمنين بايستاد و گفت : هيچ‌يك از اين دو جماعت ديگرى را فرمان نمىبردند و هركدامى خود را بر حقّ مىدانستند و خصم را بر باطل ، تا آنكه خلقى بسيارى از جانبين كشته شد و هنوز آنچه از اين كار مانده سخت‌تر و دشوارتر از آن مىنمايد كه گذشته . و به همه حال روز قيامت ما را از اين جنگ سؤال خواهد بود و از اين مقام كه ايستاده‌ايم بازخواهند پرسيد . من در اين كار انديشه كردم كه اگر همه بر آن عمل نماييد ميان شما الفت و موافقت پديد آيد و خونها ناريخته بماند و آتش

--> ( 1 ) . ش : سقيق بن شور . ( 2 ) . هرسه نسخه : كرود . به قياس پيكار صفين تصحيح شد . ( 3 ) . ش : جبله . ( 4 ) . اين خطبه با كمى اختلاف لفظى در پيكار صفين ( ص 673 ) و نهج البلاغه آمده است .