قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
491
تاريخ الفي ( فارسى )
نيست در ميانه ما كه از على بن ابو طالب كينه نداشته باشد . اوّل « 1 » من كه معاويهام على بو طالب برادر و خال مرا بكشته است و در ريختن خون جدّ من شريك بوده . همچنين پدر وليد را در جنگ بدر كشته و پدر اين طلحه را در جنگ جمل نيز على به قتل رسانيده و برادران او را يتيم ساخته و عبد اللّه بن عامر را نيز از اين محنت حصّهء بزرگى است ؛ چرا كه ، على بو طالب پدر او را اسير گرفته و خانمان او را به غارت داده . و امّا مروان ، بتازگى پسر عمّ او ، عثمان بن عفّان ، را بكشته و چنين خللى صريح بر آن خاندان دين و ديانت و دودمان خلافت و امامت روا داشته و امثال اين نوع حركات قبيح از او بسيار در وجود آمده . چندان زنان و فرزندان را بيوه و يتيم كرده كه در شمار نتوان آورد و بسا دماغهاى تر از آتش تيغ آبدار او خشك گشته . بعد از آن شعرى برخواند كه مضمونش اين بود كه : هم دوست كشد على ، و هم دشمن ، چه خشك و چه تر ، پس گفت : و ما امروز كه حيله ساختهايم و به انواع چاپلوسى چنين لشكرى را در اين صحرا جمع كرده و اسباب جنگ و شوكت بىشمار درهم آورده و على بو طالب در مقابل شما نشسته ، هيچكس را از شما كينههاى ديرينه كه در سينهها درآيد در حركت نمىآيد هم ؟ مگر [ خود را ] به خواب غفلت فروبردهايد و پاى در دامن فراغت كشيده ؟ و چون معاويه اين فصل بگفت و ايشان را بر سستى و بد دلى ملامت كرد ، مروان گفت : همچنين است كه امير مىفرمايد . حال استيلاء على و رنجهايى كه از دست و زبان او به ما رسيده است ظاهر است و كينههايى كه از او در دلهاى ما قرار گرفته از شرح مستغنى است . اكنون ما را چه مىفرمايى و در دفع او به چه نوع اشارت مىكنى ؟ معاويه گفت : در اين معنى به چندين پرسش حاجت نيست . مىخواهم كه در اين جنگ بجدّتر از اين باشيد و مردانهتر از اين روى به كارزار آريد . همگنان نيزه برگيريد و سبك بر او حمله كنيد ، باشد كه عالم و عالميان را از بيداد و ستم او خلاص كنيد . مروان گفت : به يقين معلوم شد كه تو را از ما ملالت گرفته و بر دل تو گران شدهايم و مىخواهى كه ما را به جنگ شير ژيان و اژدهاى دمان فرستى . چون مىفرمايى كه همگنان بر او كينه داريم و خويشتن را بر آن كينه مخصوص مىگردانى و مىگويى كه او برادر مرا [ و ] خال مرا گردن زده و در خون جدّ من شريك بوده ، چرا خود بيرون نمىروى و كينهء خود بازنمىخواهى ؟ اگر نيزه برگيرى و در ميدان روى به دو روى آرى من و وليد و طلحه و عبد اللّه موافقت تو كنيم و هرچند كه سعى ممكن باشد به جاى آريم . امّا تو از جنگ با ابن ابى طالب
--> ( 1 ) . از اينجا تا اوّل مطالب مربوط به گشتن عدىّ بن حاتم همراه پسرش زيد در ميان كشتهشدگان جنگ از « ش » نقل مىشود .