قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
477
تاريخ الفي ( فارسى )
آن پاك پاكزاده ، محمّد بن ابى بكر ، نزديك ماست . القصه ، بعد از اين مقاتلهء بسيار از يكديگر بازگشتند . و در مقصد اقصى چنين مسطور است كه روز سيزدهم حوشب ذوظليم - كه از سادات يمن بود و متابعت معاويه مىنمود - به ميدان آمد و بر دست سليمان بن صرد الخزاعى به قتل رسيد . و هريك از فرزندان او صد دينار و پانصد هزار درهم ، به غير از مزارع و چهارپايان و اسباب ديگر ، ميراث يافتند . در روز چهاردهم عبد اللّه بن بديل بن ورقاء الخزاعى ، « 1 » كه از جملهء اصحاب حضرت رسالتپناهى بود ، با خيل خود به معركه شتافته فرمود تا غلافهاى شمشير بشكستند و دل در قتال ارباب ضلال بستند . معاويه ابن مسعده را به نويد ولايت عكّه و توابع آن فريفته به مقاتلهء عبد الله فرستاد . از طرف امير المؤمنين حيدر مالك اشتر به امداد عبد اللّه مأمور گشت . چون جنگ در پيوست ابن مسعده بر عبد اللّه بن بديع حمله كرد . عبد اللّه حملهء او را رد نموده به يك ضرب شمشير دست ابن مسعده را مقطوع گردانيد و به ضرب ديگر كارش به اتمام رسانيد . و سهل بن عبد اللّه البشكرى ، كه از جمله نديمان ابن ابى سفيان بود ، بعد از ابن مسعده بر دست عبد اللّه بن بديل كشته گشت . آنگاه فريقين از هردو جانب حمله آوردند و حربى در كمال شدّت وقوع يافت . آخر الامر عبد اللّه بن بديل به عزّ شهادت فايز گشت . گويند نود زخم بر اعضاء او يافتند ، يكى بر سر و دو بر رو و باقى بر جميع اعضاء . و از جمله شهداء اين روز ابو عمرة الانصارى [ بو ] و به روايتى خزيمه ذو الشهادتين نيز در همين روز به شهادت رسيد . و به روايت ديگر شهادت خزيمه در روز سى و هشتم روى نمود . در روز شانزدهم از لشكر امير المؤمنين هاشم بن عتبة ابن ابى وقّاص « 2 » كه برادرزادهء سعد وقّاص و صاحب [ علم ] امير المؤمنين بود در ميدان درآمده مبارز خواست . از لشكر معاويه در برابر هاشم جوانى نورسيده كه به صباحت رخسار و لطافت گفتار معروف و مشهور بود بيرون آمد و بعد از جولان رجزى آغاز كرد كه مضمونش اين بود كه : من از اولاد ملوك غسّانم و از متابعان عثمان و از طالبان خون ابى عفّان از امراء عراق . « 3 » هاشم گفت : اى پسر ! قتل عثمان در حضور مهاجر و انصار وقوع يافته و ذمّهء امير المؤمنين از اين تهمت مبرّاست . جوان گفت : مىگويند كه امير شما كه علىّ بن ابى طالب است تاريك صلوة است و به اقامت نماز قيام ننمايد . هاشم گفت : ويحك اى پسر ! علىّ بن ابى طالب اوّل كسى است كه با رسول ، صلّى اللّه
--> ( 1 ) . وى فرمانده كلّ پيادگان لشكر على ( ع ) بود . ( 2 ) . ملقّب به مرقال ، پرچمدار على بن ابى طالب ( ع ) بود و در آخرين روزهاى پيكار شهيد شد ؛ - الإصابة ، ص 8913 ؛ الإشتقاق ، ص 96 . ( 3 ) . براى مطالعهء متن ترجمهء شدهء رجز وى - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 2556 .