قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

476

تاريخ الفي ( فارسى )

خود را پيدا كرده ببر . پس شرحبيل با غلامى سياه درآمد و مىجست تا آنكه بيافت . بنا به فربهى ذو الكلاع هرچند شرحبيل با غلامش سعى نمودند نتوانستند برداشت . پس فرياد برآوردند كه : هيچ يارىدهنده‌اى هست ؟ خندق بيرون آمد و گفت : اگر عصيان از جانب او به ما نرسيده ، از ما اين مكافات نيافتى . بعد از آن گفت : همان‌كس كه او را بينداخت همچون بردارد . پس به اتّفاق ايشان برداشتند و بر شتر بار كرده به معسكر معاويه بردند . نسب ذو الكلاع به ملوك حميرى مىرسد . او زمان فرخنده نشان حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، را دريافت ، امّا به سعادت ملازمت آن حضرت فايز نشد . و در تاريخ ابن اعثم كوفى آورده كه روزى از ايام صفّين قبيلهء بنى طىّء از اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بيرون آمدند و در برابر لشكر معاويه بايستادند . حمزة بن مالك الهمدانى از لشكر معاويه بيرون آمد و ايشان را گفت : شما كيستيد كه خداى تعالى شما را نگاه دارد ؟ عبد اللّه بن خليفة الطائىّ گفت : ما جماعتى هستيم از طىّء هامون و هم از طىّء كوه . ما اصحاب طعن و ضربيم و صبح و شام در نبرد و جنگيم . حمزة بن مالك گفت : اى مردمان طىّء خوش مىگوييد و خويشتن را نيكو مىستاييد . پس بر يكديگر حمله كردند و ساعتى با هم جنگ نمودند و با يكديگر بازكوشيدند . امّا عبد اللّه بن خليفة الطائىّ در جنگ مبالغهء زياده مىكرد و مبارزتها مىنمود و رجزها مىخواند . عاقبت بر او چشم‌زخم انداختند و اهل شام غالب آمدند . بنى طىّء از امير المؤمنين على مدد طلبيدند . در اين اثنا چون عمير بن عبد المحارب از اصحاب امير المؤمنين ديد كه اصحاب امير المؤمنين بسيار سست شدند و انديشهء گريز مىكنند آواز داد كه : اى ياران ! گريختن موجب عصيان خداى تعالى است و ثبات ورزيدن موجب مغفرت و مرحمت الهى است . پس در اين جنگ ثبات‌قدم ورزيد و بدانيد كه آن‌كس بعد از مرگ در راحت باشد كه در اين جهان براى رضاى خداى تعالى كارى كرده باشد . [ 65 الف ] العرض عمير اين قسم سخنها بگفت و مردم را تحريص مىكرد و به تواتر بر دشمنان حمله‌ها مىنمود تا آنكه كشته شد . در اين روز طايفه‌اى از معارف اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كشته شدند چون : بكر بن هوذة النخعى ، حنان بن هوذه ، « 1 » و ابان بن قيس . و در اين محاربه يك پاى علقمة بن قيس مقطوع گشت . « 2 » و با وجود اين حال اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كوشش كردند كه لشكر شام هزيمت يافته مقهور و مغلوب بازگرديدند و اهل عراق آواز دادند كه : اى اهل شام !

--> ( 1 ) . ق ، ش : حيان بن بكر ؛ م : حبان بن بكر . طبرى : حيّان بن هوذة . متن از روى پيكار صفين تصحيح شد . ( 2 ) . نصر بن مزاحم ، علقمة بن قيس را همراه برادرش ابىّ بن قيس جزو كشته‌شدگان نخعيان ذكر مىكند .