قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

461

تاريخ الفي ( فارسى )

عقب يكديگر به مقاتلهء آن بد اختر بيرون آمده شربت شهادت چشيدند . آنگاه شاه ولايت‌پناه آهنگ جنگ كرد . عبد اللّه عدىّ الحارثى گفت : يا امير المؤمنين اميدوارم كه مرا به حرب اين لعين دستورى دهى تا اگر غالب آيم فهو المراد ، و الّا در ركاب تو شهيد شده باشم . پس عبد اللّه اجازت يافته به نزديك كريب رفت و ساعتى نبرد كرده از پاى درآمد . « 1 » از مصيبت شهادت عبد اللّه شاه ولايت متأثر گشته در ميدان راند و كريب را نصيحت كرد كه شايد به راه راست آيد . كريب گفت : به اين شمشير كه در دست دارم مانند تو بسيار كس كشتم . و شمشير حوالهء اسد اللّه الغالب كرد . آن حضرت آن را به سر دفع نمود و تيغى بر فرقش فرود آورد كه تا قربوس « 2 » دو پاره شد . از مشاهدهء آن‌حال غلغله در سپاه افتاده دوست و دشمن بر آن بازوى دشمن‌شكن آفرين كردند . امير المؤمنين به صف خويش بازگشته محمّد بن حنفيه را به جاى خويش بازداشت . يكى از ابناء اعمام كريب از غايت خشم نزديك به محمّد حنفيه رفت و گفت : سوارى كه پسر عمّ مرا بكشت كجا رفت ؟ محمّد گفت : من اينك به نيابت او ايستاده‌ام . خصم بر وى حمله كرد و بر دست محمّد به قتل رسيد . همچنين يك‌يك از قرابتيان و دوستان كريب به مقاتلهء محمّد مىشتافتند تا هفت نفر به ضرب تيغ بىدريغش به قتل رسيدند . در مقصد اقصى مسطور است كه بعد از اين هفت كس ، جوانى بيرون آمد و گفت : برادران و بنى اعمام مرا بكشتى . آمدم تا كين ايشان بخواهم يا بديشان ملحق گردم . پس بر يكديگر حمله كردند و ساعتى در جنگ درنگ افتاد . آخر الامر بر دست محمّد حنفيه كشته شد . و مرويست كه عادت محمّد بن حنفيه در حرب آن بود كه دست خصم بگرفتى و از پشت اسب جدا كردى و بر زمين زدى . آنگاه به شمشير دو نيم ساختى . امير المؤمنين على او را از اين فعل منع نمود . به خاطر محمّد حنفيه رسيد كه چون امير المؤمنين به سنّ پيرى رسيده و قدرت اعضاء آن حضرت فتور يافته ، مگر به‌واسطهء حميت مرا از اين فعل بازمىدارد . چون آتش حرب شعله گرفت و كار جنگ اشتداد يافت امير المؤمنين محمّد حنفيه را برداشت و هوا انداخت ، چنانچه محمّد حنفيه مىگويد من قطع اميد از خود كردم . و چون مرا بازگرفت نظرم بر امير المؤمنين افتاد ، پس بر شجاعت او اقرار نمودم و [ از ] آنچه به خاطر من گذشته بود استغفار نمودم . و نيز مرويست كه محمّد بن حنفيه را گفتند چگونه امير المؤمنين در امور مشكله ترا به جنگ مىفرستد و به اجتهاد تو اعتماد مىنمايد و در نگاهداشتن امام حسن و امام حسين ،

--> ( 1 ) . سومين كسى كه به دست كريب به درجهء شهادت رسيد عائذ بن مسروق همدانى بود ؛ - پيكار صفين ، ص 431 . ( 2 ) . كوههء زين اسب را گويند ؛ - برهان قاطع .