قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
439
تاريخ الفي ( فارسى )
ايشان گفتند : سبحان اللّه العظيم ! امير ما مثل تو نيست ؛ چرا كه ، خلافت حقّ اوست . پس اگر او ترك اين امر در وقت قدرت نمايد ملام و معاقب خواهد بود . و ديگر هيچيك از اصحاب رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، جامع آن فضائل كه اوست ، نيست ؛ چه در علم و زهد و شجاعت و سخاوت و قرابت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، و آنچه از سوابق حميده در تشييد اركان ملّت و وسائل مرضيه در تمهيد اساس شريعت به عنايت ازلى او را ميسّر شد ، كدامين را از اصحاب رسول ميسّر بود ؟ معاويه گفت : اكنون شما چه مىفرماييد و به چه كار رنجه شدهايد و از من چه مىخواهيد ؟ گفتند : ما تو را به تقواى حقّتعالى امر مىفرماييم و به اطاعت و بيعت خليفهء حقّ و پيشواى خلق مىخوانيم و مىخواهيم كه با مهاجر و نصار در كارى كه كردند موافقت كنى و در مبايعت و متابعت خليفهء وقت با ايشان يكى باشى و از مخالفت و تهييج نايرهء فتنه و تفرقهء كلمه احتراز نمايى كه اين طريق تو را بهتر است و به سلامت نزديكتر . معاويه گفت : ترك خون امير المؤمنين عثمان نگويم و نگذارم تا خون او هدر شود . و اللّه كه شما را و امير شما را به غير شمشير پيش من چيزى نيست . طمع خام بگذاريد و بازگرديد و جنگ را آماده باشيد . پس سعيد بن قيس گفت : اى پسر هند ! و اللّه كه از شمشير امير المؤمنين بلاها بينى و چيزها معاينه كنى كه مرگ را بر زندگانى اختيار كنى و گويى كاشكى هرگز از مادر نزادمى . معاويه گفت : هرچه شدنى است خواهد شد . بازگرديد و آنچه شنيديد به علىّ بن ابى طالب بازگوييد . چون ايشان بازگشتند آنچه ميانهء ايشان گذشته بود بتمامه به خدمت امير المؤمنين عرض نمودند . امير المؤمنين فرمود : مصلحت آن است كه بار ديگر نيز او را نصيحت كنيم و حجّت بر او ثابت نماييم و خود را در اين محاربه معذور گردانيم . پس شبث بن ربعىّ الرياحىّ ، يزيد بن قيس الارحبىّ ، زياد بن خصفه التميمىّ و عدىّ بن حاتم را بخواند و اين چهار مرد معروف را پيش او فرستاد كه معاويه را نصيحت كنند و خود را در جنگ معذور گردانند . « 1 » پس ايشان بفرمودهء امام المتّقين پيش معاويه رفتند . عدىّ بن حاتم گفت : اى معاويه ما آمديم كه خير و شر اين كار را به تو بازنماييم . اگر قبول كنى و ما را بىغرض شناسى ترا بهتر باشد و خون مسلمانان ريخته نشود . [ 59 ب ] القصّه ، ما ترا به موافقت و متابعت افضل عالميان مىخوانيم . و آن شخصى است كه سابقهء او در اسلام ترا معلوم است و آثار حميدهء او در
--> ( 1 ) . اعزام اين رسولان از طرف على ( ع ) در محرّم سال سى و هفتم هجرى بوده است . در اين ماه قرار متاركهء جنگ بين لشكر عراق و شام گذاشته شد تا بلكه به صلح دست يابند .