قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
411
تاريخ الفي ( فارسى )
مكن و چندان توقّف كن كه من به تو رسم تا شمشيرها بينى كه هنوز دستهء آنها در خون برادر تو و خال تو و جدّ تو و عمّ مادر و اسلاف تو است . اگر در آن معركه منهزم گردى عزايم اصحاب دين و ارباب يقين مشاهد تو گردد و اگر نصرت ترا باشد حقيقت ما را زيان ندارد ، إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ * ، و السّلام على عباد اللّه الصالحين . زيرا بدرستى كه در آن صورت ما به سوى پروردگار خود بازمىگرديم و سلامت از جانب خداى تعالى بر بندگان فرمانبردار است . » « 1 » چون اين مكتوب هدايت اسلوب به معاويه رسيد متردّد و متحيّر گشته بر خود پيچيد و ندانست كه چه كند و چگونه در طريق جوانب آن خطاب مستطاب پويد . آخر الامر اين بيت در جواب امير المؤمنين على قلمى نموده فرستاد : ليس بينى و بين قيس عتاب * غير طعن الكلى و ضرب الرّقاب يعنى : نيست ميانهء من و تو عتاب و سرزنشى غير از نيزه و شمشير . و امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، از روى تمثيل در جواب او اين آيه نوشت كه إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ . « 2 » يعنى : هرآينه تو يا رسول اللّه راه راست نمىتوانى نمود هركه را دوست مىدارى ، و لكن خداى تعالى هدايت مىكند و راه راست مىنمايد هركه را مىخواهد . بدانكه [ عقيدهء ] بعض اهل سنّت ، رضوان اللّه عليهم ، آن است كه اين آيه در حقّ ابو طالب نازل شده ؛ چراكه ، پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، در باب اسلام او مبالغهء بسيار داشت و او را بسيار دوست مىداشت ، ليكن چون توفيق الهى رفيق او نبود به شرف اسلام مشرّف نشد . « 3 » امّا بقيّة الحفّاظ ابو الكرم عبد السّلام بن محمّد بن حسن كه از كبار محدّثين شافعيه است در مستقصى از ثقات نقل كرده كه إتّفق اهل البيت على أنّ أبا طالب مات مسلما و خلاف أهل البيت عليهم السّلام خلاف غير معتبر . يعنى : اتفاق نمودند علماى اهل بيت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، بر آنكه ابو طالب بر ملّت محمّدى و شريعت مصطفوى از اين سراى انتقال نمود و مخالفت [ با ] علماى اهل بيت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، از درجهء اعتبار ساقط است . با وجود اين روايات صحتّ آيات از اولاد سيّد كاينات و ثبوت حكايات شدايد محن كه ابو طالب در حمايت و رعايت سيّد كاينات و خلاصهء موجودات ، عليه شمائم الصّلوات و نسايم التّحيّات ، كشيده چگونه عاقلى اعتقاد به كفر او تواند نمود ؛ و اللّه اعلم بعلّة الوجود .
--> ( 1 ) . اين نامه با كمى اختلاف لفظى در نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 291 آمده است . ( 2 ) . قصص ، 56 . ( 3 ) . مسئلهء اسلام ابو طالب از ديرباز ميان شيعه و مخالفانش مطرح بوده است و درحالىكه اكثر اهل سنّت مىگويند او مشرك از دنيا رفت ، شيعه مصرّا معتقدند كه او مسلمان از اين جهان رفته است ؛ - سيرهء رسول الله ، ص 178 .