قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
400
تاريخ الفي ( فارسى )
يعنى : حيرانند بادها بر حوالى خانههاى ايشان . پس گويا بناى هلاك اين جماعت بر وعدهء معيّنى بوده كه همه با هم منقرض شدند . و در منازل و مواطن اكاسره چندانكه نظر كرده مىشود جز غبار ساكنى ننشسته و بر طاق ايوان ايشان غير عنكبوت پردهدارى نايستاده و بر كنگرهء قصر قوم جز جغد به پاسبانى ننشسته . چنان كه قائل گويد : پردهدارى مىكند بر طاق كسرى عنكبوت * جغد نوبت مىزند بر قلعهء افراسياب امير المؤمنين ، عليه السّلام ، فرمود : اى حرّ ! به جاى اين بيت چرا اين آيه را از مصحف مجيد نخواندى ؟ كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ . وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ . كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ . فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ . « 1 » يعنى : بسا كسانى كه گذاشتهاند باغها و چشمهها و گنجها و جامههاى نيكو و نعمتهاى فراوان كه بودند ايشان در آن مقام متنعم به انواع نعم ، و چون شكر نعم به جاى نياوردند ما وارث گردانيديم تمامى آنها را جماعتى ديگر را . پس نگريست بر ايشان نه آسمان و نه زمين و نگشتند ايشان مهلت يافتگان . و در مقصد اقصى آورده كه در اين منزل حضرت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، خطبهاى ادا فرمود و گفت : تعجّب مىكنم من از تخلّف شما از دشمنان بعد از آنكه از شهر خود بيرون آمدهايد و از اهل و ولايت خود منقطع گشتهايد . قوم گفتند : يا امير المؤمنين ! ما منتظر امر توايم تا آنچه فرمايى به جان قيام نماييم . و امير المؤمنين اين سخن را جهت آن فرمود كه اهل لشكر بعضى در آن موضع متردّد و متوقّف بودند . پس ايشان را به عزيمت تحريص فرمود و عدىّ بن حاتم را به برانگيختن قوم امر كرده متوجّه راه شد . « 2 » در اين وقت عامر بن مرّة الجنون پيش امير المؤمنين آمد . - و اين عامر مردى بود كه گاهى او را جنون غالب گشتى و در آن زمان زبان به هذيان برگشادى و چون به خود آمدى ابواب حكمت و موعظت مفتوح داشتى - امير المؤمنين ، عليه السّلام ، گفت : اى عامر ! چگونه صباح كردى و بر چه روز مىگذرانى ؟ گفت : يا امير المؤمنين ! بندهام مرهون به اعمال خود ، مشغول به افعال خود ، و با نزديكى اجل طول امل پيش گرفته ، و با عيبهاى بسيار و گناههاى بيشمار اگر هواى نفس مىخواندم اجابت مىكنم و اطاعت او مىنمايم ؛ چرا كه ، نفس بر من مالك گشته و
--> ( 1 ) . دخان ، 25 - 29 . ( 2 ) . براى آگاهى از ماجراى تخلّف عدهاى از همراهى على ( ع ) و گلهگزارى حضرت از ايشان و سرپرستى عدىّ بن حاتم ؛ - پيكار صفّين ، ص 199 .