قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
389
تاريخ الفي ( فارسى )
روزگارى در آن محاربه بگذرانيم و هرجدّ و جهد كه امكان داشته باشد در آن باب به تقديم رسانيم تا حكم كند ميان ما خداى تعالى ، كه او بهترين حاكمان است . « 1 » پس قيس بن سعد بن عباده برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ! مصلحت در آن است كه پيشتر روان شويم و به نيّتى صادق و عزيمتى موافق ، بىتردّدى و تحيّرى ، روى به جنگ آوريم و چندانكه ممكن باشد در محاربهء اهل ضلال سعى نماييم ؛ كه به خدا محاربه كردن با اين جماعت بسيار فاضلتر از غزاى روم و جهاد ديلم خواهد بود ؛ چرا كه اين جماعت منافق دينند و اعداء اولياى خداى تعالى و دشمن اولاد رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، بلكه مستهزى بر دينند ؛ كه استهزاء بر دين موجب ارتداد از صراط مستقيم [ است ] كه عبارت از شريعت سيّد المرسلين است . چون اين فصل بگفت جماعتى از پيران و مقدّمان صحابهء رسول ، « 2 » صلّى اللّه عليه و آله ، به او عتاب نمودند كه چون ما حاضر بوديم و پيران و مشايخيم و تو مرد جوان نو عهدى ، چرا بر ما به سخن سبقت گرفتى ؟ قيس از آن شرم داشته و عذر خواست و گفت : من رياست و سرورى و فضيلت شما را قبول دارم و شما را در همه باب بر خود ترجيح و تفضيل مىدهم . امّا چندگاه بود كه اين سخنها در خاطر نگاشتهام و مىخواستم كه بگويم . اين ساعت جوش برآورد و نتوانستم خود را نگاهداشت . معذور فرماييد و اين را ناگفته انگاريد و هرچه مصلحت دانيد همه تابع و فرمانبرداريم . آن جماعت چون سخن قيس بن سعد را بر اين منوال شنيدند عذر او را قبول كردند . پس سهل بن حنيف الانصارى « 3 » برپاى خاست و گفت : اى امير المؤمنين ! من در جميع احوال ظاهرا و باطنا ترا موافقم و خويشتن را مأمور امر و منقاد نهى تو مىشناسم و نيكبختى و سعادت دو جهانى خود را در امتثال امر تو ، كه عين اطاعت امر الهى و انقياد فرمان حضرت رسالت پناهى است ، مىدانم . با هركه جنگ فرمايى جنگ كنم و با هركه صلح كنى صلح كنم . هرگاه كه مرا بخوانى لبيك اجابت زنم اگر خدمت فرمايى كمر امتثال بربندم و تا رمقى دارم مطيع تو خواهم بود . « 4 » پس حنظلة بن ربيعة التميمى « 5 » برپاى خاست و گفت : اى امير المؤمنين ! كار جنگ در نتوان يافت و نتوان دانست كه ظفر كدام جانب را باشد و آفتاب نصرت شعاع اقبال بر كدام
--> ( 1 ) . اين گفتار با اختلاف لفظى در پيكار صفّين ( ص 131 ) آمده است . ( 2 ) . از جملهء اين صحابه خزيمة بن ثابت و ابو ايّوب انصارى بودند ؛ - پيشين ، ص 132 . ( 3 ) . اين شخص به نمايندگى از طرف صحابهء رسول اللّه ( ص ) كه در ركاب على ( ع ) بودند ، سخنرانى كرد . ( 4 ) . اين سخنان با اختلافى در لفظ و معنى در پيكار صفّين ( ص 132 ) آمده است . ( 5 ) . معروف به حنظلهء كاتب ، از كسانى است كه روز جنگ جمل از يارى على ( ع ) بازايستاد ؛ - الاصابه ، ص 1855 ؛ و المعارف ، ص 130 .