قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

350

تاريخ الفي ( فارسى )

معاويه اين سخن را جوابى نداد و برقرار مىبود و هرنوع سخن مىگفت . در اثناء سخن ناگاه عمرو عاص را گفت : با تو سرّى دارم و مىخواهم كه به گوش تو گويم . عمرو گوش فرا داشت . معاويه دندان بزد و گوش او سخت بگزيد . پس گفت : اى عمرو ، ديدى چون ترا فريفتم ؟ مگر نه در اين خانه بدون من و تو كسى ديگر نبود ؟ چون گفتم با تو سرّى دارم گوش به دهان من نزديك آر ، بايستى گفت كسى ديگر اينجا نيست هرچه خواهى بگو . امّا فريفته شدى و گوش نزديك آوردى ، لا جرم دندان به گوش تو فروبردم ، و اگر خواستمى از بن كندمى . از اين سخن در گذر و با من در اين كار موافقت نماى كه به لطايف الحيل علىّ بن ابى طالب را دفع كنيم و جهان در تحت تصرّف آريم . عمرو عاص گفت : ترك دنيا گفتن آسان است ، امّا ترك دين بسيار دشوار . و تو مىدانى كه در اين حادثه يار بودن و عداوت با علىّ بن ابى طالب كردن گناهى عظيم است . اگر ناچار با تو موافقت بايد كرد ، ترا نيز رضاى من بايد جست و آنچه خواهم مبذول بايد داشت . معاويه گفت : هرچه خواهى مبذول و مسلّم است . عمرو عاص گفت : ولايت مصر مىخواهم . معاويه گفت : مصر در مقابل عراق است . عمرو گفت : همچنين است ، و ليكن چون خلافت ترا خواهد بود ، مصر مرا باشد . اين سخن بر دل معاويه گران آمد . جواب او بازنداد . عمرو از پيش او بيرون آمد و به وثاق خود برفت . معاويه جاسوسى فرستاد تا معلوم كند كه او در عقب چه مىگويد . عمرو به خانه آمد و بيتى خواند كه مضمونش اين بود كه : « بدون ايالت مصر به هيچ‌وجه با معاويه همداستان نخواهم شد و ترك مصاحبت او خواهم نمود . « 1 » » جاسوس اين مضمون را به معاويه رسانيد . روز ديگر برادر معاويه ، عتبه ، به نزديك او آمد و از كيفيت حال آنچه ميان او و عمرو عاص گذشته بود استفسار نمود . معاويه از اوّل تا آخر ماجراى بينهما را نقل كرد و گفت : عمرو عاص مصر مىخواهد . عتبه گفت : چرا به دو نمىدهى ؟ اين ساعت نه مصر در دست تو است و نه عراق . به سخنى كه بگويى مردى چون عمرو عاص كه در رأى و تدبير و كفايت و عقل نظير ندارد به دست تو مىآيد ، چرا توقّف مىكنى و تأخير مىنمايى ؟ « 2 » معاويه چون سخن برادر خود شنيد و در آن تأمّل كرد دانست كه حقّ به دست اوست . كس فرستاد و عمرو را بخواند و از او عذر خواست و مصر به دو داد و او را مثال نوشت « 3 » . عمرو مثال گرفت و

--> ( 1 ) . براى اطّلاع از ترجمهء اشعار عمرو عاص - پيكار صفين ، ص 61 . ( 2 ) . به‌طورىكه قبلا ذكر كرديم ، معاويه قبل از اين صلاح‌انديشى برادرش عتبه ، عمرو عاص را از بيع - محلّ زندگىاش در فلسطين - بنا به پيشنهاد همين عتبه به كمك طلبيد تا در مخالفت با على ( ع ) او را يارى دهد . ( 3 ) . براى مطالعهء متن توافقنامه بين معاويه و عمرو - پيكار صفّين ، ص 62 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 242 .