قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
325
تاريخ الفي ( فارسى )
ميان شما نقمت [ است ] و دورى از ديار شما واسطهء رحمت . مسجد شما به كشتىيى مىماند در ميانهء دريا كه حقّتعالى از فوق و تحت او عذاب فرستد و اهلش را هلاك سازد . « 1 » و در مقصد اقصى آورده كه ابو ثابت مولاى ابى ذر غفارى مىگويد بعد از ادراك واقعهء جمل پيش امّ سلمه « 2 » درآمدم . مرحبا كرد و گفت : كجا بودى در اين حالت كه مرغ دلها از آشيان پريده است ؟ گفتم : در خدمت امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، به قتال مشغول بودم تا غايتى كه نصرت الهى عايد شد . گفت : نيكو كردى ، من از حضرت رسالتپناه شنيدم كه على با قرآن است و قرآن با على . از يكديگر جدا نمىشوند تا آن غايت كه سر حوض كوثر با من ملاقات كنند . و نيز در مقصد اقصى مسطور است كه حكم بن جابر الأخمسى مىگويد روز جمل حضرت امير المؤمنين از قبل عايشه آوازها شنيد . پرسيد كه : چه مىگويد ؟ گفتند : كشندگان عثمان را دعاى بد مىكند . آن حضرت فرمود : خداى تعالى دعاى او را مستجاب كند . و اللّه كه قاتل عثمان كسى غير از ايشان نيست . پس دعا به آمين امير المؤمنين ، عليه السّلام ، مقرون شد و صحّت اجابت يافت و خود هلاك گشتند . و فاصلهء ميان قتل عثمان و واقعهء جمل شش ماه بيش نگذشت . و در تاريخ ابن اعثم كوفى آورده كه چون حضرت امير المؤمنين ، عليه السّلام ، روزى چند در بصره قرار گرفت عزيمت توجه به جانب كوفه مصمّم گردانيد و فرمود تا منبرى بياوردند و در ميان لشكرگاه نهادند . امير المؤمنين بر آن منبر شد و حمد ثناى الهى بر وجه بليغ ادا نمود و بر حضرت رسالت پناهى تحف تحيّات فرستاد و كلمهاى چند در آنچه ميان آن حضرت و اصحاب جمل رفته بود از محاربه و مخاصمت بيان فرمود . « 3 » در اثناى اين حال منذر بن جارود العبدى برخاست و از فتنههاى آخر الزمان از آن حضرت سؤال كرد . امير المؤمنين به او توجّه فرمود و شرح فتنههايى كه در آخر الزمان به ظهور خواهد رسيد به ابلغ وجهى بيان فرمود و حال خرابى يكيك شهرها از مشرق الى مغرب كه بر دست كه خراب شود و چگونه خراب شود شرح فرمود و كيفيت واقعات و حوادثى كه از حين انشاء خطبه تا روز قيامت واقع خواهد
--> ( 1 ) . از قضا همانطور كه على ( ع ) نفرين كرده بود شهر بصره غرق آب شد . آب از خليج فارس ، از آنجايىكه جزيرة الفرس نام دارد ، و همچنين از كوهى به نام جبل السنام آمد ، و سراسر شهر را فراگرفت و بجز مسجد جامع آن چيزى ديگر پديدار نماند . هركس از دور مسجد را مىديد گمان مىكرد كشتى شكستهاى و يا شترمرغ پروبال گستردهاى روى آب شناور است . ( 2 ) . وى هند دختر ابى اميه است كه بيشتر به كنيهء خود ام سلمه معروف است . همسر رسول اللّه ( ص ) و از سرسپردگان اهل بيت عصمت و طهارت بود ؛ - طبقات ، ج 8 ، ص 205 . ( 3 ) . اين گفتار ضمن خطبهء 92 در نهج البلاغه ذكر شده است . براى اطّلاع بيشتر در مورد اين خطبه كه به تواتر در منابع پيش از نهج البلاغه نقل شده است ؛ - بحث مستوفاى استاد عبد الزهرا حسينى خطيب در مصادر نهج البلاغه و اسانيده ، ج 2 ، ص 176 به بعد . نيز ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ص 360 به بعد .