قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
282
تاريخ الفي ( فارسى )
زمان كه مهاجر و انصار و اكابر صحابه اشراف قبايل عرب با او بيعت كردهاند و بر خلافت و امامت او متّفق شده . اين بگفت و از نزديك ايشان برخاست و بيرون آمد و قوم خويشتن از بنى تميم بخواند . چهار هزار مرد بودند ، جمع شده . احنف با آن لشكر بر دو فرسنگى ايشان نزول كرد . بعد از آن طلحه و زبير و ساير معارف لشكر ايشان ، با وجود آنكه با عثمان بن حنيف تا آمدن پيغام امير المؤمنين به صلح قرار داده بودند ، نقض عهد نموده انديشه كردند كه ناگاه عثمان بن حنيف را با شيعيان امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كه با او مىباشند بكشند . اين عزيمت دست نموده ، شبانگاه عثمان بن حنيف را با قوم او فروگرفتند و جميع ياران و شيعيان امير المؤمنين على را بكشتند و عثمان را بگرفتند و خواستند كه او را بكشند . يكى از آن قوم گفت : عثمان مردى است از انصار ، و خويشان و اقربا بسيار دارد . اگر ما او را بكشيم اقرباء او در آن خاموش ننشينند و به محاربه با ما برخيزند و از آن خللها پيدا شود . بنابراين ترك كشتن او نمودند ، امّا موى روى و ابروى و مژهء چشم او بركندند و رها كردند . و از تاريخ طبرى چنين معلوم مىشود كه مصالحه ميان جماعت عايشه و عثمان بن حنيف بعد از جنگ سه روز پياپى واقع شد . و در مقصد اقصى چنين آورده كه چون طلحه و زبير در بصره نزول كردند عثمان بن حنيف و اشراف و اعيان مملكت عمران بن حصين و ابو الاسود [ دوئلى ] را به رسالت فرستادند كه : « مطلوب شما از آمدن چيست ؟ » گفتند : از براى طلب خون عثمان آمدهايم . در بيعت على مكره بوديم ، از آن بازگشتيم . « 1 » چون اين خبر به عثمان بن حنيف رسيد استعداد قتال نمود و نامهء امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كه به طلحه و زبير نوشته بود و به عثمان بن حنيف رسانيده بودند ، پيش ايشان فرستاد . مضمون نامه اينكه : « شما هردو مىدانيد - و اگرچه مىپوشيد و در كتمان حقّ مىكوشيد - كه من ارادهء مبايعت نكردم مگر آنكه قوم به رغبت الحاح نمودند و شما به رغبت و صدق ارادت مبايعه نموديد . اگر در اين مبايعه طايع بوديد توبه كنيد و از مخافت محترز باشيد ، و اگر كاره بوديد و طايع نبوديد طريق تعرّض بر خود مفتوح ساختيد و به اظهار اطاعت و اخفاء معصيت خود را در تهلكه انداختيد و شما احق مهاجرين به تقيه و كتمان نبوديد و دفع اسهل از رفع بود و شما حاليا اظهار اين معنى مىكنيد كه على واسطه قتل عثمان شده و اهل مدينه بدين معنى سوگند مىخورند كه اغراء و تحريص بر قتل عثمان از كه بوده است . اى دو شيخ ! از اين اختيار شنيع و كار ناهموار پرتشنيع بازگرديد كه اعظم امر حالى عار است و در قيامت عار مع النار . » « 2 »
--> ( 1 ) . رسولان عثمان بن حنيف قبل از ملاقات با طلحه و زبير ، با عايشه نيز ملاقات كرده بودند . ( 2 ) . امير المؤمنين على ( ع ) اين نامه را توسط عمران بن حصين خزاعى كه از دانشمندان و شيعيان مشهور بود براى طلحه