قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
19
تاريخ الفي ( فارسى )
نقيب خان مير غياث الدّين علىّ بن مير عبد اللطيف بن مير يحيى سيفى حسنى قزوينى ، مشهور به نقيب خان ، رويدادهاى سال اوّل رحلت را در تاريخ الفى نوشته است . « 1 » با اينكه به گفتهء شيخ ابو الفضل ناگورى وى « در هند به تشيّع زبانزد روزگار بود و در عراق به تسنّن » « 2 » ولى عبد القادر بداؤنى ضد شيعه تأكيد بر اين دارد كه « علم سير و تاريخ و اسماء الرّجال نه در عرب مثل وى نشان دهند و نه در عجم . . . . در خلوات و جلوات به خواندن تواريخ و قصص و حكايات و افسانههاى فارسى و هندى كه درين عهد ترجمه يافته مشغول است . » « 3 » مير غياث الدّين و پدرش مير عبد اللطيف از مربيان اكبر شاه بودند و از اين بابت حقّ عظيمى بر گردن اين سلطان داشتند ؛ او نيز بر اين امر واقف بود . فوت نقيب خان را به سال 1023 ه . ق . ثبت كردهاند . « 4 » شاه فتح اللّه فتح اللّه شيرازى ، ( - مير فتح اللّه شيرازى ، مير شاه فتح اللّه شيرازى ) كه وقايع سال دوم پس از رحلت نبوى را تأليف كرده ، در سال 991 ه . ق . در فتحپور به حضور اكبر شاه رسيد ، در سال 993 ه . ق . منصب امين الملكى يافت و در همان سال مخاطب به « عضد الدوله » گرديد . در 994 ه . ق . به صدارت كلّ بلاد هندوستان رسيد و سرانجام در 997 ه . ق . در كشمير درگذشت ، « 5 » و در موضعى كه به تخت سليمان مشهور است - و پس از دفن شعرايى همچون سليم تهرانى ، حكيم همدانى ، غنى كشميرى ، و طغراى مشهدى به مقبرة الشعرا معروف گشت - به خاك سپرده شد . بنا به تصريح بداؤنى ، مير فتح اللّه « . . . جامع جميع علوم عقلى از حكمت و هيئت و هندسه و نجوم و رمل و حساب و طلسمات و نيرنجات » بود و در اين فنون « آنقدر حالت داشت كه اگر پادشاه متوجّه مىشدند رصد مىتوانست بست » . « 6 » و صمصام الدوله شاهنواز خان او را عامل اصلى وضع « تاريخ الهى » از طرف اكبر شاه معرفى مىكند كه « بناى آن بر زيج جديد گوركانى
--> ( 1 ) . نهاوندى ، پيشين ، ص 41 ؛ بداؤنى ، پيشين ، ص 138 و 392 . ( 2 ) . ابو الفضل مبارك ، پيشين ، ج 2 ، ص 19 . ( 3 ) . بداؤنى ، پيشين ، ص 97 - 99 . ( 4 ) . قسمتى از مهابهارات را كه وى ترجمه كرده ، آقاى جلالى نائينى در سال هزار و سيصد و پنجاه و نه شمسى در تهران به چاپ رسانده است . ( 5 ) . بنگريد به مادّه تاريخ فوت وى در مطلب مربوط به حكيم ابو الفتح گيلانى . ( 6 ) . بداؤنى ، پيشين ، 145 .