قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

18

تاريخ الفي ( فارسى )

كتاب حاضر نيز با سفارش و تأكيد وى به اكبر شاه نهاده شد . « 1 » حكيم ابو الفتح تعلّق‌خاطر خاصّى به زبان و ادب فارسى داشت و سخن‌شناسان ، بادقّت نظر در آثار منظوم و منثور وى ، او را يكى از مروّجان ساده‌گويى و ترك تكلّف در شعر فارسى مىدانند . ابو الفتح اگرچه خود سخنور چيره‌دستى بود ، ولى بيشتر به جهت حمايت بىدريغ از شعرا و ادباى زمان خود شهرت يافته است ، به همين لحاظ مىتوان بصراحت عنوان كرد كه يكى از مهم‌ترين انگيزه‌هاى مهاجرت شعراى ايرانى به هند حمايت ابو الفتح از آنان بوده است . به همين جهت شاعران بسيارى وى را ستوده‌اند و شاعرى مانند عرفى شيرازى در قصايد خويش او را حتّى بيش از اكبر شاه مورد ستايش قرار داده است . « 2 » ابو الفتح در عين حال كه خود شعر مىسرود و دو مثنوى به نامهاى « مظهر الأسرار » و « ضياء النّيرين » به تقليد از خمسهء نظامى سروده است ، « 3 » سروده‌هاى ديگران را نيز نقد مىكرد . عرفى ، فيضى ، و حياتى گيلانى از مصاحبت وى استفاده‌هايى برده و در قصايد خود تلويحا به اين امر اشاره كرده‌اند . به گفتهء عبد الباقى نهاوندى ، به اشاره و راهنمايى ابو الفتح ، شاعران آن دوره از جمله عرفى و فيضى به نوآوريهايى در شعر نيز دست زدند . « 4 » حكيم ابو الفتح در 997 ه . ق . در ركاب اكبر به جنگ با افغانها رفت و چندى بعد در پى يك بيمارى درگذشت . به دستور اكبر پيكر ابو الفتح را به « حسن ابدال » در 35 كيلومترى راولپندى آوردند و در مقبرهء خواجه شمس الدّين خوافى ( خافى ) به خاك سپردند . « 5 » و چون چند روز پيش از فوت حكيم ابو الفتح ، علّامه امير عضد الدّوله فتح اللّه شيرازى - يكى ديگر از مؤلفين كتاب حاضر - هم فوت كرده بود ، صلاح الدّين صرفى ساوجى اين ماده تاريخ را در فوت آن دو گفت : امسال دو علّامه ز عالم رفتند * رفتند ، مؤخّر و مقدّم رفتند تا هردو موافقت نكردند به هم * تاريخ بشد كه « هردو باهم رفتند » « 6 » ( - 997 )

--> ( 1 ) . بداؤنى ، پيشين ، ص 318 . درجهء اخلاص و ارادت اكبر شاه نسبت به ابو الفتح را مىتوان در پيام تسليتى كه خطاب به حكيم نجيب الدّين همام ، برادر كهتر وى ، گفته است به خوبى دريافت . ابو الفضل مىنويسد اكبر در غمگسارى و تسليت مرگ ابو الفتح خطاب به حكيم همام مىگويد : « تو را يك برادر از عالم رفت و ما را ده . » ؛ - ابو الفضل مبارك ، پيشين ، ص 496 . و نيز گفته بود « اندازهء سوگوارى ما كه تواند شناخت ؟ » ؛ - پيشين . ( 2 ) . عرفى شيرازى ، كليات اشعار ، به كوشش جواهرى ، ص 14 - 18 ، 19 - 30 ، 82 - 86 . ( 3 ) . گوپاموى ، تذكرهء نتايج الأفكار ، ص 42 - 44 . ( 4 ) . نهاوندى ، پيشين ، ص 848 . ( 5 ) . ابو الفضل مبارك ، پيشين ، ص 560 ؛ بداؤنى ، پيشين ، ص 371 . ( 6 ) . ابو الفضل مبارك ، پيشين ، ص 144 ؛ شاهنواز خان ، پيشين ، ص 558 - 562 .