قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

253

تاريخ الفي ( فارسى )

بر وفق مطالع آفتاب در سال بر او گذاشته كه هرروز قبل از اسلام آفتاب از دريچه‌اى طالع مىشد و اين در نصف سنه بودى و در نصف ديگر رجوع كردى و از همان دريچه‌ها به ترتيب طلوع كردى . و مردم آن قصر را قبل از اسلام طواف مىكردند و از اطراف و جوانب به زيارت مىآمدند . عثمان جمعى را فرستاد تا او را با زمين برابر ساختند . و در كتاب اخبار الامم ، ما شاء اللّه مصرى آورده كه چون سيف ذى يزن به شريعت بعضى انبياء كه قبلهء عبادت ايشان آفتاب بود عمل مىنمود اين قصر را به اين وضع ساخته و مسمّى به « هيكل الشمس » ، يعنى عبادتخانهء آفتاب ، گردانيده و در هريك از ايّام هفته كه آفتاب بر يكى از آن دريچه‌ها طالع مىشد در برابر آفتاب مىايستاد و به تسبيح و تمجيدى كه مناسب مىدانست قيام مىنمود . مثلا روز شنبه وقت طلوع نيّر اعظم بعد از اداى سجده تعظيم تسبيح مىكرد كه : « ما احسنك و ما ابهاك و ما انورك لا تقدر الابصار ان تلتذّ بالنظر اليك فان كنت انت النّور الاوّل فلك الحمد و التسبيح و ايّاك نطلب و اليك نسعى لندرك التمكّن اليك بقربك و ننظر الى ابداعك الاعلى . و ان [ كان ] فوقك و اعلى منك نور اخر و انت معلول له فهذا التسبيح و هذا التمجيد له . و انّما سعينا و تركنا جميع لذّات العالم لنصير مثلك و نلحق بعالمك و نتّصل بمسكنك و اذا كنت معلولا مع هذا البهاء و الجلال فكم يكون بهاء العلّة و جلالها و مجدها و كما لها . فحقّ لكلّ طالب ان يهجر اللّذات فيظفر - بجوار قربه و يدخل فى غبار جنده و حزبه . » « 1 » حاصل معنى آن تسبيح آن است كه مىگويد : « چه حسن است اين ، و چه عزّ و رفعت است ، و چه نور است كه هيچ نظر را ياراى ديدن تو نيست ! پس اگر تويى نور اوّل ، يعنى ذات واجب الوجود ، هيچ نورى بلندتر از تو نيست . اين تسبيح و تحميدى كه مىكنيم [ براى توست ] و ترا مىطلبيم در انجاح امور و مقاصد و به سوى تو سعى و جهد مىنماييم تا به قرب تو اطمينان و قرار حاصل كنيم و تا نظر كنيم به سوى مبدعات تو . و اگر فوق تو نورى هست كه او خالق است ، پس اين تسبيح و تجليل و تحميد مر او راست و ما سعى در ترك لذّات عالم نمىكنيم ، الّا به‌واسطهء آنكه ذوات ما را استعداد قبول فيضان تو پيدا شود و هرگاه كه مخلوقى اين عزّ و جلال داشته باشد پس چگونه خواهد بود رفعت و جلال خالق او ؟ پس سزاوار است كه هر طالبى ترك لذّات جسمانى نمايد تا ظفر يابد به قرب جوار ملأ اعلى و درآيد در گروه ايشان . » و صاحب ملل و نحل اين تسبيح را به حكماء هند نسبت داده . و باقى ايّام هفته همچنين به تسبيحى مناسب قيام مىنمود و آن تسبيحات در كتاب تسخير الكواكب ارسطو و تسبيحات الكواكب شيخ بهاء الدّين مقتول مسطور است ؛ و اللّه اعلم بحقايق الامور .

--> ( 1 ) . نادرستيهاى عبارت عربى به قياس اصلاح شد . - و .