قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
252
تاريخ الفي ( فارسى )
ثلاثين من الهجرة اين امر به وقوع پيوست . عوانة الحكم گويد كه كشتن امير المؤمنين عثمان ، رضى اللّه عنه ، روز آدينه بود نماز ديگر [ روز ] هفدهم از شهر ذى الحجّه سنه خمس و ثلثين من الهجرة . به هرتقدير مدّت سه روز جسد امير المؤمنين در آن خانه افتاده بود و هيچكس ياراى برداشتن نداشت . آخر شبى اتّفاق كرده « 1 » آن جناب را بر تختهاى برنهاده به جانب بقيع بردند كه دفن كنند . ناگاه شخصى « 2 » از آن مدفن مانع آمد و گفت : اگر عثمان را در اين مقبره دفن كنيد من اهل فتنه را اخبار كنم تا او را [ 32 ب ] از گور بيرون كشيده رسوا سازند . و بعضى از اصحاب تواريخ مثل مداينى در كتاب مقتل عثمان از واقدى و طبرى چنين نقل مىكند كه جمعى از اشقيا جنازه را تعاقب نموده نگذاشتند كه امير المؤمنين را در بقيع دفن كنند . بالضروره جسد مطهّر آن جناب را در حش كوكب « 3 » - كه مقبرهء يهود بود و مردگان خود را در آن دفن مىكردند واسطهء ميان آن و بقيع ديوارى بود - دفن نمودند . امّا مداينى مىگويد كه بعد از مدّتى ، در ايّام امارت معاويه ، آن ديوار را منهدم ساخته امر فرمود كه مسلمانان را در حوالى قبر عثمان دفن نمايند تا به مقابر بقيع پيوست . امّا اعثم كوفى چنين آورده كه چون خلافت بر امير المؤمنين على ، رضىّ اللّه عنه ، قرار گرفت فرمود كه عثمان را دفن كنند و حال آنكه سه شبانهروز او را در سراى او بگذاشته بودند و دامن يله افكنده و سگان يك پاى ايشان ربوده بودند . مردى از اهل مصر گفت : او را در گورستان جهودان بايد دفن كرد . حكيم بن حزام گفت : تا يكى از فرزندان قصّى بن مرّه باقى مانده باشد با عثمان اينچنين نتوان كرد . پس عثمان را برگرفتند بر تختهء در خود كه پاى او از آن درآويخته بود نهاده به گورستان بقيع بردند و حكيم بن حزام بر او نماز كرد و در بقيع دفن نمودند ؛ « 4 » و اللّه العالم بحقايق الامور . و در مقصد اقصى « 5 » آورده كه يكى از مناقب امير المؤمنين عثمان آن است كه به تخريب قصر عمدان موفّق گشت . و آن قصرى بود كه آن را سيف ذى يزن « 6 » عمارت كرده در يمن ، و اساس او را از حديد و رصاص ساخته و بنايى بغايت مشيّد و رفيع ساخته و صد و هشتاد دريچه
--> ( 1 ) . حويطب بن عبد العزّى ، حكيم بن حزام ، عبد اللّه بن زبير ، و جدىّ بن مالك بن ابو عامر از جمله كسانى بودند كه اقدام به حمل و دفن جنازهء عثمان كرده ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 87 . ( 2 ) . اين شخص از طايفه بنى مازن بود ؛ - پيشين ، ص 88 . ( 3 ) . حش كوكب : حش به معنى نخلستان است و كوكب نام شخصى است كه مالك اين نخلستان بوده . ( 4 ) . مسعودى ، علاوه بر حكيم بن حزام ، نماز خواندن جبير بن مطعم و ابو جهم بن حذيفه را بر جسد عثمان تأييد مىكند ؛ - مروج الذهب ، ج 1 ، ص 703 . و يعقوبى به جاى ابو جهم بن حذيفه نام حويطب بن العزّى و پسر عثمان ، عمرو ، را ذكر مىكند ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 73 . ( 5 ) . دربارهء تصوّف ، نوشتهء عزيز بن محمّد نسفى ( وفات 533 ه . ق ) ؛ - كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1805 . ( 6 ) . سيف بن ذى يزن : از شاهان خاندان حميرى است كه در سال 570 م . به كمك خسرو انوشيروان بر حبشيان پيروز شد .