قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
251
تاريخ الفي ( فارسى )
مورّخين در قاتل امير المؤمنين اختلاف كردهاند . بعضى بر آن رفتهاند كه سودان او را به قتل رسانيد « 1 » . بعضى رومان بن مرجان را قاتل او دانستهاند . طايفهاى اين امر را به غافقى و قتيره نسبت دادهاند . « 2 » القصّه ، نائله برآمد و گفت : اى قوم نمىدانيد كه چه شخصى را بكشتيد . مردى كه هميشه روزهدار بودى و شبها را زنده داشتى و قرآن را در يك ركعت ضمّ كردى . آن قوم بر او بانگ زدند و او را دشنام كرده قصد كشتن او بكردند . نائله بگريخت . پس امير المؤمنين را بگذاشته و يكيك از سراى بيرون آمدند و رجزها مىخواندند و به كشتن او مفاخرت مىنمودند و خويشتن را مىستودند و در وصف شجاعت و مردانگى خود شعرها مىگفتند . در اين حال عبد الرحمن بن ابى بكر و ابو جهم بن حذيفه به در سراى امير المؤمنين عثمان آمدند . حجّاج بن عزية الانصارى را ديدند با طايفهاى از اقارب خود بر در سراى عثمان ايستاده و هيچكس را نمىگذارد كه در آن سراى رود . ابو جهم گفت : اى حجّاج ، امير المؤمنين را كشتيد . الحال بگذاريد تا او را برگيريم و بر او نماز بگزاريم و دفن كنيم . گفت : و اللّه كه تا بيعت با مردى كه شايستهء خلافت باشد نكنيد ، نگذارم كه بر او نماز گزارند . ابو جهم گفت : اگر شما نگذاريد كه ما بر او نماز كنيم فرشتگان خداى تعالى به امر الهى بر او نماز گزارند . حجّاج گفت : دروغ مىگويى . خداى تعالى تو را به دو رساند . ابو جهم گفت : راضىام كه با او باشم و مرا با او حشر كنند . يكى از مصريان گفت : خداى تعالى حشر تو با او و شيطان رجيم كناد . اين خود از سستى ماست كه ما تو را زنده مىگذاريم و به او نمىرسانيم . يكى از دوستان ابو جهم گفت : اى ابو جهم ، تو را به خود هيچ حاجتى نمىباشد كه اين سخن مىگويى . بگذار تا هرچه اين قوم را مراد است به فعل آرند . ابو جهم گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و بازگشت . و اصحاب تواريخ در روز مقتل امير المؤمنين عثمان اختلاف كردهاند . بعضى برآنند كه مقتل امير المؤمنين عثمان در ايّام تشريق بود . بعضى گويند كه هيجدهم ذى الحجّهء سنهء خمس و
--> ذكر مىكند ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 702 ) ؛ طاهر مقدسى « ده روز گذشته از ذى حجّه سال سى و پنج » را ( آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 217 ) ؛ واقدى « روز جمعه هشتم ذى حجّه » را ؛ نويرى « روز جمعه هيجدهم يا هفدهم ذى حجّه » ( نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 86 ) ؛ خواندمير « روز سيزدهم يا هجدهم ذى حجّه سنه خمس و ثلثين » ( حبيب السّير ، ج 1 ، ص 515 ) ؛ و نخجوانى « روز آدينه هشتم ذى حجّه » ( تجارب السّلف ، ص 34 ) را قيد كرده است . ( 1 ) . ألكامل ، ج 3 ، ص 297 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 703 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 2283 . طاهر مقدسى نيز مىنويسد : « . . . عمرو بن بديل با نيزه در رگهاى گردن عثمان زد و سنان بن عياض او را كشت . » ؛ - آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 216 . و نويرى از قول محمّد بن طلحه و او از قول كنانة ، مردى به نام جبلة بن ايهم را قاتل عثمان معرفى مىكند و اضافه مىكند كه « سه روز هم در مدينه مىگشت و مىگفت من قاتل نعثل هستم . » ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 87 .