قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

237

تاريخ الفي ( فارسى )

خواهند بدهى ، من بروم و اين فساد را به اصلاح آرم . امير المؤمنين عثمان گفت : چنان بكنم . برو و از جهت من ضامن شو ، و هرچيز كه ايشان طلبند همه را بر وفق رضاى ايشان به اتمام رسانم . پس مرتضى على بعد از اخذ عهد وثيق از امير المؤمنين عثمان ، برخاست و به نزد آن قوم رفت . چون به ايشان رسيد گفتند : يا ابا الحسن ، بسعادت بازگرد كه حرمت تو بسيار باشد و مىخواهيم كه در تعظيم جانب تو مبالغه كنيم . مرتضى على گفت : اى قوم ، تأمّل كنيد كه هرچه مراد شماست امير المؤمنين عثمان مىدهد و رضاى شما نگاه مىدارد و هروالى كه دل شما مىخواهد نصب مىفرمايد . گفتند : ضامن اين سخن كيست ؟ مرتضى على گفت : من ضامن هستم و قبول مىكنم كه بعد از اين بر اين نهج سلوك نمايد و خاطر شما به دست آرد . گفتند : ما نيز راضى شديم . پس مرتضى على جمعى از اشراف و معارف قوم با خود به نزد امير المؤمنين عثمان آورد و در هرمعنى سخن گفتند و آنچه از امير المؤمنين عثمان خواستند همه به اجابت مقرون شد . ايشان خوشدل شدند و گفتند : بر اين جمله كه مىفرمايى و قبول مىكنى حجّتى بنويس و علىّ بن ابى طالب را ضامن گردان كه از ما قبول كند و ضامن شود . امير المؤمنين عثمان گفت : چنين كنم . پس آن قوم وثيقه‌نامه‌اى نوشتند بدين منوال : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، اين وثيقه‌نامه‌ايست كه امير المؤمنين عثمان مىنويسد بر جماعتى از اهل بصره و كوفه و مصر كه در امورى چند بر او اعتراض مىكردند ، و از ايشان قبول مىنمايد كه بعد از اين بر وفق كتاب خدا و سنّت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، كند و جانب ايشان به همه وجوه مرعى دارد ، و آن‌كس كه از او هراسان است او را امان دهد ، و هركس كه از شهر و وطن بيرون كرده بازآرد ، و كسى را كه محروم گذاشته باشد و عطاى او نداده حقّ او به تمام بدهد ، و كسى را كه خواهند والى ايشان گرداند ، و عبد اللّه بن سعد بن ابى السّرح را از امارت مصر معزول كند و كسى را كه مردمان مصر خواهند به امارت ايشان نصب فرمايد . » چون به اينجا رسيد ، مصريان گفتند : ما مىخواهيم كه محمّد بن ابى بكر را والى ما گردانى . امير المؤمنين عثمان [ 30 ب ] فرمود كه : چنان كردم و علىّ بن ابى طالب را ضامن اين ملتمسات گردانيدم و بر اين جمله پذيرفتم . گواهان اين وثيقه زبير بن عوّام ، طلحة بن عبيد اللّه ، سعد بن ابى وقّاص ، عبد اللّه بن عمر ، زيد بن ثابت ، سهل بن حنيف و ابو ايّوب خالد بن زيد بودند . القصّه ، چون امارت مصر به محمّد بن ابى بكر قرار يافت مصريان در ركاب محمّد بن ابى بكر بازگشته متوجّه مصر شدند . چون منزلى « 1 » چند برفتند در اثناء راه غلامى

--> ( 1 ) . منزلى كه مصريان فرود آمده بودند حسمى بود ؛ - آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 214 . ولى نويرى اين محلّ را بويب - كه محلّ جدا شدن راه مصر از راههاى ديگر حجاز است - ذكر كرده است ؛ - نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 75 .