قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
232
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ، امير المؤمنين عثمان خاطر از مهم كوفه بالكليّه فارغ و مطمئن نساخته بود كه جماعتى از اشراف و معارف مصر به شكايت عامل به مدينه رسيدند و به مسجد رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، درآمدند . ديدند جماعتى از مهاجر و انصار با مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه ، نشستهاند . بر ايشان سلام كردند . بعد از ردّ سلام پرسيدند كه : به چه مهم رنجه شدهايد و از مصر به مدينه آمدهايد ؟ گفتند : به سبب آنكه والى ما ترك جادّهء شريعت نموده و شيوهء جور و ظلم پيش گرفته . پس مرتضى على گفت : در كار خود تعجيل منماييد و مشافهة حال خويشتن بر رأى امام عرض داريد . باشد كه عامل شما آن كارها به رأى خود كرده باشد نه به فرمان امام . چون به خدمت امام رسيديد آنچه شما را از عامل ناپسنديده آمده است بازگوييد و در خدمت او شرح دهيد . اگر بر عامل خويشتن انكار كند و او را در آن ملامت فرمايد و باز خواند و مقصود شما حاصل شود فبها ، و اگر بر او انكار نكند و او را برقرار بگذارد ، آنگاه نگريم تا چه مصلحت باشد . مصريان گفتند : سخن نيكو مىفرماييد ، امّا اميدواريم كه لطف فرمايى و با ما نزد امير المؤمنين آيى . مرتضى على گفت : به حضور من حاجت نباشد . از حضور شما مقصود حاصل است . گفتند : اگر چه چنين است ، امّا مىخواهيم كه آنچه رود در حضور تو باشد و تو گواه ما باشى . على گفت : گواهى قوى حالتر از من آنجا حاضر خواهد بود و هرچه رود خواهد ديد و خواهد شنيد . گفتند : آن كيست كه گواهى او از آن تو بهتر ؟ حضور تو عظيمتر خواهد بود و تو برادر رسول خدايى ، صلّى اللّه عليه و آله . مرتضى على گفت : سبحان اللّه خداى جلّ جلاله از جملهء خلق عظيمتر و بر حال بندگان خويش رحيمتر . دست از من بداريد و به نزديك امير المؤمنين رويد و حال خويش شرح دهيد و گلهاى كه از عامل داريد بازگوييد ، باشد كه رضاى شما بجويد و مقصود شما برآرد . آن قوم آمدند تا در سراى عثمان و دستورى خواستند . اجازت يافتند و به شرايط خدمت و تحيّت بواجبى اقامت نمودند . امير المؤمنين عثمان چون ايشان را بديد مرحبا گفت و همگنان را به خويشتن نزديك نشاند و فرمود كه : به چه كار آمدهايد ؟ مگر شما را از غزاهايى كه كردهايد رنج رسيده و كوفته و مانده شدهايد و بىدستورى عامل من آمدهايد . كيفيّت حال عرض داريد . مصريان گفتند : اى امير المؤمنين ، اگرچه در غزو و جهاد رنج و مشقّت فراوان است و نفقهاى بر آن از تن و جان ، امّا چون متضمّن ثواب و ثناء آجل و عاجل است بر ما دشوار نمىنمايد و به سبب وعدههايى كه خداى تبارك و تعالى در قرآن به مجاهدان و شهداء فى سبيل اللّه فرموده ، ما به طبع خويش بدان قيام مىتوانيم نمود و بر رنج طعن و ضرب تحمّل مىتوانيم كرد كه ثواب بيشتر از رنج است . و امّا آنچه مىفرمايى كه چرا بىدستورى من و