قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
208
تاريخ الفي ( فارسى )
عثمان بعد از تأمّل دانست كه رأى صواب آن است كه او مىگويد . شبگاه به خانهء على رفت و هرچند التماس مظاهرت و معاونت نمود به جايى نرسيد . و على من بعد قدم از كار عثمان و دم از مهم كار او كشيده مىداشت ، تا آن دم كه غوغائيان وى را در دار محصور ساختند و منع از آب مىنمودند ، به نفس نفيس خويش تشريف برده بر در خانهء امير مؤمنان عثمان بايستاد و راتبهء آب شيرين براى او روان كرد . « 1 » و روايتى آنكه علىّ مرتضى در آن ايّام به جانب خيبر به مهمّى رفته بود و جماعتى از اوباش و اهل فتنه و پرخاش بر طلحة بن عبيد اللّه جمع شده به استصواب او امورى كه مناسب نبود ارتكاب مىنمودند . جناب ولايتمآب چون از ناحيهء خيبر مراجعت نمود امير المؤمنين عثمان به خانهء او رفت و بعد از تقديم مراسم تحيّت و تفقّد ، گفت : « مرا بر تو حقّ اخوّت ايمانى و حقّ مصاحبت و قرابت و مصاهرت پيغمبر آخر الزمان ثابت است ، و بر تقديرى كه هيچكدام از اين امور محقّق نبودى بر بنى عبد المناف عار نمودى كه شخصى از بنى تميم ، يعنى طلحه ، حقّ ايشان را از ايشان انتزاع كند . » و از طلحه شكايت بسيار كرد . على وى را دلدارى نموده فرمود كه : خواهى ديد و شنيد كه من سعيها در امداد تو خواهم كرد . و در زمان به رفاقت اسامة بن زيد به خانهء طلحه رفت . سراى او را مملو از اوباش و اهل غوغا ديد و فرمود كه : اين چه امرى است كه در آن افتادهاى ؟ و زبان به ملامت و تقريع و نصيحت و تعيير او گشود . طلحه گفت : يا على كار از دست رفته . على ، عليه السّلام ، از اين سخن معلوم فرمود كه نصيحتپذير نيست . از نزد او منصرف شد و به بيت المال آمد و فرمود تا در خزانه بگشايند . مفتاح حاضر نبود . امر به كسر باب فرمود و آنچه در بيت المال يافت به قسمت آن بر مردم شتافت . چون صيت قسمت زر و سيم منتشر گشت ، مردم در زمان متوجّه خدمت پادشاه جود و كرم گشتند و طلحه را فردا وحيدا گذاشتند . عثمان از على ممنون و منصور و فرحان و مسرور گشت . طلحه به نزد عثمان رفت و اعتذار نموده گفت : يا امير المؤمنين ، امرى پيش گرفته بودم ، حقتعالى حايل و مانع من شد . عثمان گفت : تو نيز اكنون تايب و نادم نيامدهاى بلكه چون مغلوب و محزون گشتى چارهاى ديگر نيافتى ، اللّه حسبك يا طلحة . « 2 » و به ثبوت پيوسته از محمّد بن شهاب زهرى كه گفت از سعيد بن المسيّب سؤال كردم كه : مرا خبر ده كه عثمان را براى چه مقتول [ كرده ] و اصحاب رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، به چه
--> ( 1 ) . به نظر كليهء مورّخان على ( ع ) اوّل كسى بود كه مشكهاى آب به سراى عثمان فرستاد و بعد از او امّ حبيبه ، خواهر معاويه و همسر پيغمبر ( ص ) ، بود كه سوار بر استر براى عثمان آب برد . به قول ابن أثير قبيلهء آل حزم گاهى غفلت محاصرين را مغتنم شمرده به عثمان آب مىرساندند ؛ - ألكامل ، ج 3 ، ص 289 . ( 2 ) . اى طلحه ! خدا تو را بس باشد . - و .