قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

198

تاريخ الفي ( فارسى )

اعمال عمّال وى در اطراف و اكناف بر ارازل و اشراف هرناحيه‌اى مىرفت بر طبق عرض نهادند . آخر رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه به نزد امير المؤمنين علىّ مرتضى ، كرّم اللّه وجهه ، رفتند و حكايت و شكايتى كه داشتند به عرض آن حضرت رسانيده التماس نمودند كه به نزد امير المؤمنين عثمان رود و او را نصيحت كند كه ترك مخالفت سنّت رسول و سيرهء شيخين كند . بنابر ملتمس آن جماعت حضرت ولايت نصرت به خانهء امير المؤمنين عثمان رفت و گفت : مردم از دست عمّال تو به استغاثه درآمده‌اند و دايما نقل معايب ايشان را نقل مجالس و محافل گردانيده با تو مؤاخذه‌ها دارند ، و مىگويند كه با وجودى كه به كرّات مردم از ايشان به پايهء سرير خلافت شكايت كرده‌اند ، قطعا شرّ اين اعمال ظلمه را از سر رعاياى عجزه دفع نمىكند . اكنون حال از اين دو بيرون نيست ؛ اين جماعت كه اين سخنان مىگويند يا دوست خود مىدانى ايشان را ، يا دشمن . اگر به دوستى ايشان اعتقاد دارى مىبايد كه نصيحت ايشان را غنيمت شمارى ، و اگر ايشان را دشمن ملاحظه فرمايى اگر آنچه مىگويند خلاف واقع است هيچ مبالات به گفتار ايشان نمىنمايى و اگر مطابق واقع است انسب آن است كه از ايشان منّتدار گشته آن امورى كه موجب نقض عهد تو باشد تغيير نمايى . الحمد للّه شرف صحبت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ترا دست داده و به سعادت قرب و قرابت آن سرور رسيده و كلام خجسته فرجام [ 24 ب ] وى را شنيده‌اى . و هرچه آن دو خليفهء پيشين - ابو بكر صدّيق و عمر فاروق - مىدانستند تو نيز مىدانى . و هرچه گويند از شرف و فضل ، تو جامع آنى . و تو را مرتبهء دامادى و قرابت از روى نسب به آن حضرت ميسّر گشته كه ايشان را نبوده . و به درستى كه طريق دين بغايت محكم و متقن است و افضل عباد ربّ العالمين نزد او پادشاه عادل است و شرّ الناس نزد خداوند پادشاه جابر ظالم است كه اماته سنّت معلومه و احياء بدعت منكر نمايد و ابواب محدثات به وجوه خلايق بگشايد . من تو را از قهر خداوند تعالى مىترسانم . به درستى كه عذاب او شديد است . و از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيده‌ام كه خليفه را اهل فتنه و خلاف بر سرير خلافت به قتل آرند و بعد از آن فتح باب فتن و قتال شود و تا قيامت اطفاء نايرهء آن بليّه نتوان كرد . نگران باش تا آن خليفه تو نباشى ؛ كه سدّ باب امورى كه داعى و باعث بر خلاف و اختلاف اين جمع است به احسن وجهى بفرمايى تا عاقبت الامر طريق ندامت به اقدام وخامت نپيمايى و خلايق از مضايق فتنه و وحشت به معاهد انس و راحت مراجعت نمايند و روى دل خود از متابعت و انقياد برنتابند . بعد از آنكه جناب ولايت پناه شرايط نصيحت و مراسم موعظه تمام گردانيد و كلام خجستهء خود را به انجام رسانيد ، ذو النّورين آغاز تكلّم فرموده گفت : يا على آنچه در هرباب گفتى شنيده و دانسته شد . سوگند كه اگر تو به جاى من بودى من هرگز تو را بر صلهءرحم و