قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
190
تاريخ الفي ( فارسى )
به هم برآميختند . جنگى عظيم ميان فريقين واقع شد و بسيارى از جانبين كشته شدند . عاقبت مسلمانان فتح يافتند و قسطنطين روى به هزيمت نهاد . روميان كه بقيّة السّيف بودند جمعى گرفتار و جمعى گريزان شدند . قسطنطين چون به دار الملك خود مراجعت نمود ميان او و جماعت انصار نقار و غبارى واقع شد تا در شأن او حيله انگيختند و او را كشتند . مسلمانان با غنيمت بسيار به منازل خويش بازگشتند . گويند در آن غزوه محمّد بن ابى بكر ، رضىّ اللّه عنه ، و متابعان ايشان در باب مصلحت حرب و جهاد سخنى مىگفتند و موافق مزاج عبد اللّه بن سعد نبود . گفت : شما را با مصلحت حرب چه كار ؟ محمّد بن ابى بكر جواب درشت گفت ، و سخن بدانجا كشيد كه زبان طعن در شأن امير المؤمنين عثمان ، رضى اللّه عنه ، گشوده سخنان بىادبانه مىگفتند و آنچه مخالفت سنّت پيغمبر ، عليه السّلام ، و منافى سيرت شيخين ، رضىّ اللّه عنهما ، بود و واقع شده بود علانيه بر جمع مذكور ساختند كه عبد اللّه بن ابى سرح را كه رسول از او رنجيده ، حكم كرده بود كه در حلّ و حرم هرجا كه او را يابند بكشند و خون او مباح است و [ آيهء ] قرآن به كفر او نازل شده ، و [ با اين حال ] عثمان او را حاكم ممالك اسلام ساخته . و كار بنو اميّه را در ديار اسلام چنان رواج داده كه هرچند آوازهء ظلم و فسق ايشان به سمع او مىرسد او خود را بدان نياورده تغافل نموده دست قهر و غلبه ايشان را بيشتر از پيشتر قوىتر مىدارد ، و هريك را از اموال غنيمت انعام مىدهد كه زياده از مرتبهء ايشان است . و قومى را كه رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، از نظر خود مردود گردانيده بود در مهمّات مالى ملكى و [ امور ] اهالى دخل داده به نوعى مطلق العنان ساخته كه او را از آن زيان فراوان است . « 1 » چون كلمات ايشان به سمع عبد اللّه بن ابى سرح رسيد بر ايشان قهر و غضب بسيار كرده ، فرمود كه از كشتى برآوردند ؛ و اللّه اعلم .
--> ( 1 ) . اشاره است به تبعيد حكم بن ابى العاص و فرزندانش ، از جمله مروان ، از مدينه به دستور رسول اللّه ( ص ) ، كه عثمان به محض رسيدن به خلافت ، او و فرزندانش را به مدينه بازآورد و مروان را همه كارهء خود كرد . اين كار عثمان زبان طعن مردم را بر او دراز كرد .