قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
176
تاريخ الفي ( فارسى )
سروران چون مور بىسروسامان در پاى افتادند و به فيض فضل مفضّل على الاطلاق لشكر اسلام غلبه يافته اكثر لشكر جيش فرس هزيمت نمودند و بسيارى از ايشان طعمهء حسام انتقام اهل اسلام گشتند و بقيّة السّيف مخذول [ و ] در قيد و غل و زنجير گرفتار شدند و قلعهء اصطخر مفتوح گشت و عبد اللّه بن عامر از آن مكان به شوكت و مكنتى در غايت امكان به دارابجرد « 1 » نهضت نمود ؛ چه ، اهالى آن ديار نقض عهد نموده در عصيان و تمرّد افزوده بودند . و به اسهل وجوه فتح آن ولايت نيز ميسّر شد و از آنجا به شهر جور « 2 » - كه گويند مراد از آن فيروزآباد شيراز است و طايفهاى برآنند كه مراد بعضى از اعمال كرمان است - توجّه نموده ، بعد از محاصره و مقاتله فتح دست داد . در خلال توجّه به ولايت جور خبر به دو رسيد كه اهل اصطخر باز طريقهء رديّه نقض عهد را مسلوك داشتند . چون قريب به حدود جور رسيده بود عنان عزيمت را از آن صوب منعطف گردانيد و بعد از فتح ولايت جور به جانب اصطخر معاودت نمود و اهالى آنها را محاصره كرد و نصب منجنيق نمود و بعد از قتال شديد به عون خداوند مجيد آن بلده را آن روز فتح نمود و بسيارى از رؤسا و اشراف فرس را كه در تمرّد اشراق ورزيده بودند به تيغ سياست گذرانيده بىسر ساخت و اكثر مواضع فارس را طوعا و كرها در حيطهء تصرّف و حوزهء تسخير درآورده ؛ به نوعى كه خوار و ذليل اهل اسلام گشتند . و اخبار اين فتوح را مع سهبار خمس الغنايم به نزد عثمان فرستاد . و او از دار الخلافه مأمور شد كه هرم بن حيّان عبدىّ ، خرّيت بن راشد ، منجاب بن راشد ، و ترجمان هجيمىّ را در بلاد فارس عامل گرداند . و در اين سال توسعهء مسجد نبىّ ، عليه السّلام ، فرمود و شرح آن سابقا تحرير يافت « 3 » . و در اين سال [ 22 الف ] به سمت خانهء كعبه از مدينه بيرون رفت و جمعى از اعيان اهل البيت و فوجى از اكابر مهاجر و زمرهاى از وجوه انصار نيز موافقت اختيار كردند . و چون به منزل منى رسيد سراپرده براى وى زدند و او حجّاج بيت اللّه الحرام را در آن سراپرده جمع نموده به اطعام و اكرام و احسان و انعام مخصوص ساخت و علم حشمت در نظر اشراف ممالك برافراخت . و آن صنع نزد شريف و وضيع بغايت بديع و شنيع [ مىنمود ] و آن طريق را از شعار بىاعتبار اهل جاهليت مىشمردند و از اوان بعثت تا آن زمان كسى از اهل دين بر اين امر اقدام ننموده بودند .
--> ( 1 ) . دارابجرد : از شهرهاى بزرگ فارس كه معدن موميايى و زيبق در آن ديده مىشود . ( 2 ) . جور : شهرى بوده سبز و خرّم در بيست و چهار فرسنگى شيراز . در فتوح البلدان ( ص 74 و 145 ) به صورت « گور » ضبط شده ، و در العبر ( ج 1 ، ص 570 ) به صورت گور و « اردشير خره » آمده است . ( 3 ) . اين كار در ماه ربيع الاول سال بيست و نهم هجرى اتفاق افتاد ، و طول مسجد را يكصد و شصت ذراع و عرض آن را يكصد و پنجاه ذراع قرار داد .