قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
6
تاريخ الفي ( فارسى )
قصر خود بنا كرده بود ، با يكديگر به بحث و استدلال بنشينند . خود نيز در بحثها شركت مىجست و داورى مىكرد . اكبر قانون جزيه را از هندوان برداشت و هندوان و مسلمانان را از اين لحاظ برابر دانست ، حتّى آزار حيوانات و كشتن گاو را نيز براساس مذهب برهمنان هند ممنوع ساخت . « 1 » اكبر شاه از يك طرف براى از بين بردن اختلافات ناشى از تنوّع مذهب ، دست به ابداع « دين الهى » و ايجاد « صلح كلّ » در هندوستان زد « 2 » و از طرف ديگر با تشويق و ترغيب مؤلّفين و مترجمين دربارى براى خلق آثار ماندگار ادبى و تاريخى و ترجمهء متون كلاسيك هندويى به زبان فارسى خدمت كرد . كتاب حاضر نيز ، كه مىتوان آن را به عنوان دايرة المعارفى از وقايع هزار سالهء اسلام - از رحلت رسول اللّه ( ص ) تا سال 997 ه . ق . - قلمداد كرد ، نتيجهء همين دوران طلايى و رشد زبان فارسى در دوران اكبرى است . در اينجا بد نيست قبل از پرداختن به كمّ و كيف كتاب حاضر و ترجمهء احوال هيئت مؤلفين آن ، مشخصات بعضى از كتب تاريخى « 3 » را كه در دوران سلاطين گوركانى ، بويژه در زمان اكبر شاه ، در شبه قارهء هند نوشته شده و به چاپ رسيده است در اختيار علاقهمندان و مشتاقان قرار دهيم : اكبرنامه : تأليف شيخ ابو الفضل ناگورى ( وفات 1011 ه . ق . ) در شرح احوال اكبر شاه گوركانى و پدر و جدّ او و تراجم احوال علما و عرفاى عصر اكبرى در سه جلد . نخستينبار جلد اوّل آن به اهتمام مولوى آغا احمد على و مولوى عبد الرحيم در سال 1877 م . ، جلد دوم در 1879 م . ، و هردو بخش جلد سوم در 1886 م . در كلكته به چاپ رسيده است ، و چون نسخهء چاپى آن همچون نسخهء خطى كمياب بلكه ناياب بود ، نگارنده آن سه جلد را سالها قبل در چهار جلد آماده چاپ كرد و جلد اوّل آن در سال 1372 شمسى در 610 صفحه توسط « مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى » ( پژوهشگاه ) چاپ و منتشر شد ، ولى از سرنوشت سه جلد بقيّه هنوز خبرى نيست .
--> ( 1 ) . عبد الحسين نوايى ، ايران و جهان از مغول تا قاجاريّه ، ص 507 . ( 2 ) . البته اكبر شاه اوّل شخص نبود كه به فكر ايجاد و ابداع « دين الهى » افتاد ، بنا به تصريح عبد القادر بداؤنى حدودا سه قرن پيش از اكبر شاه ، سلطان علاء الدّين محمّد شاه خلجى ( جلوس : سال 695 ، دهلى ) به جهت از ميان برداشتن بيگانگى ميان هندو و مسلمان به فكر احداث دين تازهاى افتاد ، ولى بر اثر توصيهء صلاحانديشان از جمله علاء الملك كوتوال دهلى از اين تصميم منصرف گشت ؛ - بداؤنى ، پيشين ، ج 2 ، ص 304 . صاحب داستان تركتازان هند در خصوص انگيزهء اكبر شاه در ابلاغ « دين الهى » مىنويسد « . . . از پيدا نمودن كيش تازه مىخواست كه همهء بوميان هندوستان را يكى كند و دويى و بيگانه كيشى را از ميان هندو و مسلمان بردارد . » ؛ - داستان تركتازان هند ، ج 1 ، ص 355 . ( 3 ) . در خصوص تذكرههايى كه در هندوستان چاپ شده ؛ - احمد گلچين معانى ، تاريخ تذكرههاى فارسى .