قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5
تاريخ الفي ( فارسى )
آنكه از سواد بهرهء چندانى نداشت و به اصطلاح امّى بود ، ولى معلّمان و مربيان كمنظيرى چون مير عبد اللطيف قزوينى و فرزندش مير غياث الدين على مخاطب به نقيب خان ( يكى از مؤلفين كتاب حاضر ) داشت و بر اثر مجالست و مصاحبت دائم با علما و فضلا و مشايخ وقت و حضور در مجالس مباحثه و مناظرهء آنان كه هرشب جمعه در عمارت عبادتخانه تشكيل مىيافت ، اطلاعات و معلومات وسيعى پيدا كرده بود . در نتيجه هيچ دربارى به اندازهء دربار اكبرشاهى دانشوران و محققين و هنرمندان را گرد نياورد . وى نخستين پادشاهى است كه به تقليد از سلاطين ايران و بنا به رسم ايشان منصبى خاص به نام ملك الشعرايى دربار برقرار ساخت . اولين ملك الشعراى دربار وى غزالى مشهدى ( وفات 980 ه . ق . ) بود و دومين ايشان فيضى « 1 » ( وفات 1004 ه . ق . ) برادر بزرگ شيخ ابو الفضل ناگورى ، وزير مشاور ، و مورّخ اكبر شاه . تقى الدّين اوحدى از قول « ثقه » اى نقل مىكند كه « در فتحپور سيكرى روز جمعه غرّهء جمادى الاولاى سال 987 ه . ق . پس از نماز جمعه در مسجد جامع بر منبر برآمد و اين بيت شيخ فيضى را به جاى خطبه برخواند : خداوندى كه ما را خسروى داد * دل دانا و بازوى قوى داد به عدل و داد ما را رهنمون كرد * بجز عدل از خيال ما برون كرد بود وصفش ز فهم و عقل برتر * تعالى شأنه اللّه اكبر « 2 » اكبر شاه آزادفكر ، خردمند ، و روشنبين بود . وى بر خلاف نخستين پادشاه سلسلهء صفوى و بسيارى از سلاطين عثمانى از تعصبات دينى عارى و پيراسته بود و به جنگهاى شيعه و سنى و يغماگريهاى پادشاهان ايرانى و عثمانى ، كه با عنوان جهاد با عيسويان در ممالك گرجستان و بالكان رخ داد ، به چشم تنفر و انزجار مىنگريست . « 3 » وى تمامى افراد بشر را - با هرفكر و مذهب - شايستهء عطوفت و مهربانى مىشمرد . وى دستور داده بود شبهاى جمعه علما و مشايخ اسلام از شيعه و سنّى ، كشيشان يسوعى ، احبار يهود ، مؤبدان زردشتى ، پانديتهاى برهمن ، حتّى ملحدان و دهريون و طبيعيون با آزادى تمام در چهار ايوانى كه به همين قصد در
--> ( 1 ) . شيخ ابو الفيض فيضى فيّاضى آگرهاى از دانشمندان بنام و از استادان مسلّم سخن و ملك الشعراى دربار اكبر شاه بود . ترجمهء حالش به تفصيل در تذكره ميخانه ، ص 257 - 274 مستور است . شادروان دكتر محمد بشير حسين رسالهء دكتراى خود را دربارهء فيضى نوشته و مرحوم سيّد حسام الدّين راشدى نيز در كتاب احوال و آثار ملك الشعرا ابو الفيض فيضى ( چاپ شده در هزار و سيصد و پنجاه شمسى . ) در كراچى ، از وى سخن گفته است . نيز ؛ - مقدمهء نگارنده بر اكبرنامه ، تأليف شيخ ابو الفضل ناگورى . ( 2 ) . عرفات العاشقين ، به نقل از تذكرهء ميخانه ، ص 120 ؛ على اصغر حكمت ، پيشين ، ص 82 . ( 3 ) . ابو الفضل ناگورى ، اكبرنامه ، چاپ كلكته ، ج 3 ، ص 271 .