قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
133
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيزدهم از رحلت حضرت خاتم النبيّين كه سال دهم است از خلافت امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ؛ و بيان فتح فارس و اصطخر و فسا و دارابجرد و كرمان و سيستان و مكران و عسقلان « 1 » از بلاد روم . و در اين سال عسقلان به دست معاويه به طريق مصالحه فتح شد و بعضى از بلاد روم را مانند عمويه و غيرها در تحت تصرّف درآورد . كرمان به دست سهيل بن عدىّ به مدد عبد اللّه بن عتبان ، و سيستان بر دست عاصم بن عمرو تميمى ، [ و ] ولايت مكران به دست حكم بن عمر ثقلبى گشوده شد . و در اين سال خبر به مدينه رسيد كه شهرك « 2 » ، حاكم فارس ، فارسيان بىقياس جمع كرده و به شهر توجّه « 3 » - كه سرحد مملكت فارس است از جانب اهواز - معسكر ساخته . امير المؤمنين عمر جيوش متعدده آراسته فرمود و به اطراف فارس روان گردانيد و هريك از امراء اجناد و رؤساى بلاد را به حكومت شهرى از شهرهاى فارس نامزد كرد و فرمود كه چون به آن مملكت رسيدند معسكر شهرك را معطّل داشته قصد تسخير بلاد نمايند تا تدبير ايشان باطل شود . پس سپاه دينپناه در عين شوكت و جاه روان شدند . و مجاشع بن مسعود توّجه را در حوزهء اسلام درآورد . و عثمان بن ابى العاص ، بعد از آنكه شيراز را در قيد تسخير كشيده بود ، قلعهء
--> ( 1 ) . عسقلان : از شهرهاى ساحلى فلسطين كه « عروس شام » خوانده شده است ؛ - معجم البلدان ، ج 5 ، ص 174 . ( 2 ) . شهرك : در مورد وى كه از طرف يزدگرد والى فارس بود - ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 114 ؛ حبيب السير ، ج 1 ، ص 488 ؛ رحمت اللّه مهراز ، بزرگان شيراز ، ص 6 ؛ فسائى ، فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 174 . ابن بلخى مىنويسد كه شهرك به دست سوار بن همام كشته شد ؛ - پيشين ، ص 114 . ( 3 ) . صاحب فارسنامه ناصرى آن را به صورتهاى « توّج » و « توّز » ذكر كرده و مىنويسد : « اكنون از اين شهر اسمى و رسمى باقى نمانده است . » ؛ - پيشين ، ج 1 ، ص 114 و 174 . نيز مقايسه كنيد با : فتوح البلدان ، ص 142 .