قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
134
تاريخ الفي ( فارسى )
اصطخر را كه دار الملك سليمان ، عليه الصّلوة و السّلام ، بود در حيطهء تصرّف درآورد . و در اين سال امير المؤمنين عمر فرمود تا سارية بن زنيم [ كنانى الدئلى ] « 1 » با لشكر كثير به جانب فسا و دارابجرد « 2 » روان گشت « 3 » . اهل اسلام مدّت دو ماه با مشركان جنگ حصار مىنمودند ، آخر الامر آن مدبران تدبير كرده از اكراد فارس مدد خواسته و به استظهار ايشان از حصار بيرون آمدند و از طرفين درهم آميختند ، و بسيارى از مسلمانان به مشهد شهادت خراميدند . اتّفاقا روز جمعه بود كه محاربهء آن دو جمع روى داد . مخاذيل كفّار و ملاعين اشرار هجوم كرده كار بر مجاهدان دولت يار مضيق ساخته بودند . عمر در مسجد مدينه بر منبر رسول ، عليه الصّلوة و السّلام ، به اداء خطبه قيام مىنمود . حقّ جلّ و علا حال آن دو لشكر را بر وى منكشف گردانيد كه كفّار لشكر اسلام را به سرحدّ احاطه رسانيدهاند و همگى همّت و جملگى نهمت خود را مصروف تقويت و امداد و اعانت و اسعاد آن لشكر گردانيدهاند . عمر فرياد كرد كه « يا سارية بن زنيم ، الجبل الجبل . » قادر با كمال به محض قدرت كاملهء خويش صوت صيت عدالت را به گوش ساريه و لشكرش رسانيد تا به موجب اشارت صورت ، خود را از صحراى ميدان به دامن كوه كشيدند و كوه را پس پشت كرده روى فتح و ظفر را در آينهء مقصود بديدند . مردان ميدان كارزار از استماع آن آواز ( بيرون آمده ) « 4 » آتش حرب برافروختند و به آب تيغ درافشان باد پندار از دماغ آن خاكساران بيرون بردند . و آن مخذولان روى به هزيمت آوردند و فتح آن بلاد به عون ربّ العباد ميسّر گشت . و هم در اين سال ابىّ بن كعب را با عمر دعوى بود . عمر با او به حكم قضا پيش زيد بن ثابت رفت و به جواب دعوى او قيام نمود و به منصب خلافت ملتفت نشد . و قوم بنى تغلب در اداء زكات امتناع مىنمودند . صد يك زكات ايشان مضاعف بستد تا ديگران را اعتبار باشد . ( و جهودان خيبر كه پيغمبر ، عليه السّلام ، ايشان را به زرگرى در ) « 5 » خيبر گذاشته بود و به خط امير المؤمنين على ، رضى اللّه عنه ، شرطنامهاى به ايشان داده بود . [ پس ] به جرمى كه از ايشان مشاهده كرد از خيبر اخراج طلب كرد « 6 » . مرتضى على را به شفاعت بردند . مقبول نشد ؛ بدان سبب جهودان با على بهتر باشند كه با عمر ، رضى اللّه عنه . و در اين سال امير المؤمنين به قصد مناسك حج از مدينه بيرون رفت و از ازواج مطهّرات
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 2569 . ( 2 ) . م : دار الحرب . ( 3 ) . ابن بلخى ، عثمان بن العاص را عامل محاصره و فتح دارابجرد ، پسا ، جهرم ، و فسنجان ذكر كرده است ؛ - فارسنامه ، ص 115 . ( 4 ) . ق ، ش : ( به پرواز آمده ) . ( 5 ) . مطلب بين ( ) از « ش » نقل شده است . ( 6 ) . اخراج يهوديان از خيبر در سال بيست و يكم هجرى اتفاق افتاده است . نويرى مىنويسد : « در اين سال عمر مسيحيان نجران را هم به كوفه كوچاند . » ؛ - نهاية الأرب ، ج 46 ، ص 310 .