قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

104

تاريخ الفي ( فارسى )

ايشان را فرمود تا بيرون رفتند و جماعت مهاجرة فتح را از قريش بخواند و با ايشان نيز طريقهء مشاوره مسلوك داشت . همه باتّفاق گفتند : رأى اين است كه معاودت فرمايى و باب تعرّض به هلاك بر وجوه آمال خويش نگشايى . پس خاطر بر آن قرار داده فرمود تا ندا كردند كه : فردا على الصّباح از اين مرحله كوچ كرده به جانب مدينه روان خواهيم شد . ابو عبيده به نزد امير المؤمنين رفت و گفت : از قدر حقّ سبحانه و تعالى مىگريزى ؟ « 1 » فرمود : لو غيرك قالها يا ابو عبيده . و بروايتى فرمود : نعم نفرّ من قدر اللّه تعالى ؛ خبر ده اى ابو عبيده اگر تو را گلّه‌اى شتر باشد و در واديى درآيى كه در آن دو پشته بود يكى مرغزار و ديگرى بيضاء بىآب و غير سبزه‌زار ، اگر شتران خود به پشتهء مرغزار برى تا بچرند و علف خورند به تقدير خداوند تعالى باشد و اگر به پشتهء بىآب و علف برى هم به تقدير او باشد . عبد الرحمن بن عوف چون صورت ماجرا معلوم كرد به خدمت جناب خلافت‌مآب رفت و گفت كه از حضرت [ رسول ( ص ) ] شنيده‌ام كه فرمود : اگر بشنويد كه و با در ديارى حادث شده ، شما بر قدوم در آن ديار اقدام منماييد ، و چون در آن بلده واقع شده باشد و شما در آن بلده باشيد به نيّت فرار از آن بلده بيرون مرويد . « 2 » پس به مقتضاى « العود احمد » مراجعت نمودند . و در اين سال عزيمت تمهيد مراسم مناسك حج كرده از مدينه بيرون رفت . چون به مكّه رسيد و از آن مهم جليل و خطب جزيل فارغ گشت مقام ابراهيم را كه قبل از اين ملصق به ديوار خانهء كعبه بود تأخير نموده به موضعى كه اكنون هست ثابت گردانيد . و در اين سال امر خطير قضاء كوفه در عهدهء اهتمام شريح بن حارث كندى « 3 » درآورد و كعب بن سوار « 4 » ازدى را قاضى بصره كرد .

--> ( 1 ) . اين جمله به صورتى ديگر از زبان عبد اللّه بن عبّاس ضمن وقايع سال بيستم هجرى ( سال نهم خلافت عمر ) ذكر شده است . ( 2 ) . اين حديث در صحيحين آمده است . طبرى داستانى در مورد دعاى رسول اللّه ( ص ) به مبتلا شدن امّت مسلمان به طاعون آورده و مىنويسد : روزى جبرئيل ( ع ) پيش حضرت آمد و گفت : فناى امّت تو به طعن است يا به طاعون ؟ و پيغمبر ( ص ) همى گفت : خدايا فناى طاعون ؛ - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1871 . ( 3 ) . شريح : وى در زمان عمر به سمت قاضى كوفه برگزيده شد و در دورهء خلافت عثمان و على ( ع ) و معاويه اين سمت را داشت و در صد و بيست سالگى به سال نود و هشتم هجرى در كوفه درگذشت . در باب شريح بين علماى رجال شيعه و سنّت اختلاف است ؛ در تداول ، قاضيى را كه بر خلاف حقّ فتوى دهد « شريح » نامند يا به دو نسبت دهند ، و آن اينكه گويند شريح به دستور عبيد الله بن زياد بر عليه حسين بن على ( ع ) فتوى داد . ولى در كتب معتبر اين خبر نيامده است ؛ - فرهنگ معين . در خصوص مكارم و ترجمهء حال وى - : تشيّع در مسير تاريخ ، ص 146 ؛ هفتاد و دو تن و يك تن ؛ پنجاه سال تحقيق در قيام حسين . ( 4 ) . كعب بن سوار : وى از كسانى است كه در زمان حيات رسول اللّه ( ص ) بدون اينكه ايشان را ببيند مسلمان شد . براى اطّلاع از علت انتخاب وى براى قضاوت بصره - نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 296 .