قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
96
تاريخ الفي ( فارسى )
دستار او را مقيّد سازند و طاقيه نيز بر سرش نگذارند ، و از او بپرسى كه آن ده هزار درهم كه به اشعث انعام كرده از كجا بود . اگر گنجى يافته باشد ، اقرار به خيانت خويش نموده باشد . اگر از مال خود بخشيده ، اسراف كرده . بهرحال خالد را از عمل و شغل خود معزول ساخته نزد من [ 12 الف ] فرستى . ابو عبيده به فرموده به تقديم رسانيده خالد را طلبيده از او قصّه پرسيد . خالد ساكت شد . بلال « 1 » ، از حضار مجلس ابو عبيده ، برخاست و دستار از سر خالد برداشت و در گردنش بست و گفت : حكم امير المؤمنين چنين صادر شده . تا جواب نگويى تو را به اين طريق نگاهدارند . ابو عبيده باز از خالد پرسيد و جواب طلبيد . گفت : از مال خويش دادهام . پس ابو عبيده ، خالد را به مدينه فرستاد . چون به مجلس خليفه درآمد خود از او استفسار نمود كه : ترا اين عظمت و دستگاه از كجا بود كه ده هزار درهم يك بار به يك كس دهى ؟ خالد جواب داد كه از قبضهء شمشير و از مال غنيمت حلال . امير المؤمنين فرمود تا آنچه مال و اسباب و اشياء خالد بود قسمت كنند . جمله هشتاد هزار درهم درآمد . شصت هزار به او بازگشت كردند و بيست هزار براى بيت المال ضبط كردند . چون اين قضيه به سمع امراى شام و عراق رسيد جمله زبان طعن و ملامت گشودند . گفتند كه اين از امير المؤمنين مناسب نبود . و چون وى از ملامت ايشان خبر يافت خالد را طلبيد و عذرخواهى از آن نموده دلدارى داد و به امراى حدود مثالها نوشت كه عزل خالد نه از براى وقوع خيانت است از او ، يا آنكه كراهتى از من به او بود . اما چون مردم وى را تعظيم زياده از حدّ مىنمودند و اين فتح را از او مىدانستند خواستم كه بر او فقتنه نشوند و نيك و بد را از خداى عزّ و جلّ دانند نه از خالد . « 2 » و در ماه رجب اين سال امير المؤمنين عمر ، زيد بن ثابت « 3 » را در مدينه خليفهء خود گردانيد « 4 » و به طريق عمره قصد زيارت كعبه نمود و در مكّه بيست و يك روز توقّف نمود و مسجد الحرام را وسيعتر ساخت . بعد از آن به مدينه مراجعت نمود و فرمود تا منازلى كه ما بين
--> ( 1 ) . بلال : بلال بن رياح ، مؤذّن رسول اللّه ( ص ) ، است كه در سال بيستم هجرى در دمشق درگذشت . به روايت حسن بصرى حضرت رسول او را در اسلام پيشرو مردم حبشه خوانده است ؛ - انساب ، ص 185 . ( 2 ) . در خصوص عزل خالد - ألكامل ، ج 2 ، ص 535 ؛ نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 291 . ( 3 ) . زيد بن ثابت بن الضحّاك انصارى ( وفات 45 ه . ق . ) كنيهاش ابو خارجه از بزرگان صحابه و كاتب وحى بوده است . در زمان ابو بكر قرآن را جمعآورى كرد و چون درگذشت ، حسّان بن ثابت او را مرثيه گفت . در صحيحين نود و دو حديث از او نقل شده است ؛ - الأعلام . ( 4 ) . عمر علاوه بر اين سال ( - 17 ه . ق . ) در سال بيست و يكم ، يعنى دو سال قبل از مرگش ، به زيارت مكّه رفت و زيد بن ثابت را جانشين خود كرد .