أحمد بن حامد كرمانى

32

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

( بود ) كه ( زن پدر خود ) خاتون ركنى ( مادر توران شاه و بهرامشاه را ميل كشيد و آن عورت عزيزه را مثله كرد و حقوق خويش و [ جانب ] حرمت مادرى ( را ) مهمل گذاشت . ملك تورانشاه [ بن طغرل ] پادشاهى بود هزل به روى غالب . و در مجالس عشرت پدر هرچه بازى و حركات عزف و قصف بود ( ى بوى ) منسوب شدى ( و ) دلش موافق « 1 » زبان كمتر بودى و ميان قول و عمل او مسافتى دور بود [ ى ] شعر ( ولانت تفعل ما تقول و بعضهم * مذق اللسان بقول مالا يفعل ) . ( نظم ) باور نكنم قولت زيرا كه ترا در دل * يكباره رهى نيكست « 2 » از گفتن تا كردن و ملك بهرامشاه ( پادشاهى بود ) با هيبت « 3 » و استقلال پادشاهى « 4 » از همه زياده چه پادشاهى بود عاقل ( رزين ) [ و ] زيرك [ و ] كاردان و سورت « 5 » شراب [ و معاشرت ] عنان عقل او را از جادهء حفظ مصالح و استماع نصايح نگردانيدى و طاعت « 6 » شراب داشتى امّا در دل رعيت جاى نداشت و آب و هواى دولت او البته ملايم مزاج [ مردم ] كرمان نمىآمد و از طبقات لشكر نيز شرذمهء متابعت لواى دولت او نمينمودند و چون او « 7 » بدين معنى واقف بود « 8 » رعيت و حشم كرمان را از نظر عاطفت خويش ( دور ) و محروم ( و مهجور ) ميداشت و تير باران غضب « 9 » و سقط او بر همه دايم [ مى ] بود و از آن « 10 » جهت خلقى بسيار از امرا و غلامان و معارف كرمان ( در نوبتهاى ملك خود ) در آتش سياست افكند و هلاك كرد . و مىپنداشت كه بوسائل عنف قوافل قلوب از مناهى محبت ملك ارسلان بتوان گردانيد و نميدانست ( كه النار بالماء يطفى و دواء الخرق ان يرقى ) لاجرم چندانكه در وظيفهء قتل مىافزود طباع در نفرت و خيفت از وى دور [ ى ] مينمودند و بتر از همه « 9 » آنكه برادر كهين « 10 » را تركانشاه به علت موافقتى كه با ملك ارسلان داشت هلاك كرد و ندانست كه الرحم شجنة من اللّه فمن قطعه قطعه اللّه . [ تو خون برادر بريزى همى * پس از جنك مرغى گريزى همى ]

--> ( 1 ) و دلش موافقت زبان كمتر نمودى . - ( 2 ) ره پنكست . - ( 3 ) ماهيت . - ( 4 ) سلطنت . - ( 5 ) شورست . - ( 6 ) طاقت . - ( 7 ) داد چون برين . - ( 8 ) كرديده . - ( 9 ) مقت . - ( 10 ) ازين .