أحمد بن حامد كرمانى
14
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
( گفتار در ذكر كرمانشاه بن قاورد كه پادشاه دويم است از پادشاهان كرمان . ) ( قاورد در وقت توجه بحرب ملكشاه او را بر جاى خويش نشاند . چون خبر قضيهء پدر استماع نمود بر سرير سلطنت نشسته يكسال حكم راند و درگذشت . ) ( گفتار در ذكر سلطانشاه بن قاورد كه پادشاه سيم است از پادشاهان كرمان . ) ( سلطانشاه چون با پدر و برادر اسير سلطان ملكشاه شد برادرش اميرانشاه را كه شمهء از مردى و مردانگى او در ديوان حكيم ازرقى مذكور است و چون نزديك ده قصيده در مدح او دارد ذكر همه موجب تطويل مىشود از يك قصيده اين چند بيت ثبت افتاد . لحكيم ارزقى « 1 » همايون جشن عيد و ماه آذر * خجسته باد بر شاه مظفر اميران شاه بن قاورد جغرى * جمال دين و دولت دست و ياور خداوندى كجا كوته نمايد * به پيش خطى او خط محور اگر خورشيد بودى دست رادش * شدى دشت زمين ياقوت احمر زمين باران جودش گر بيابد * بجاى سبزه رويد از زمين زر بدر بند سجستان آنكه او كرد * مثال كردهء حيدر به خيبر چنان بر كوههء زين داشت شش ماه * بجاى خواب خوش بالين و بستر درين شش مه زمانى برنياسود * ز دارو گير گردان معسكر بگرد اندر همى شد مهر پنهان * به خون اندر همىزد چرخ چنبر ز بانك كوس غران چشم كودك * همى احول شد اندر ناف مادر ز بيم جان همى تن كرد پنهان * چو درّاج از پس خسها غضنفر زمين درياى موج افكن شد از خون * درو كشتى سوار و كشته لنگر اجل با زوز نان هر سو هميرفت * به خون اندر چو مرد آشناور جهانى ديده بر خسرو نهاده * به تير و نيزه از ديوار و از در ز شه برج ار قضا را چرخ دارى * ملك را يافت در ميدان برابر ز خون شمشير هندى بر كفش لعل * ز خوى خفتان رومى بر تنش تر چو آتش چرخ را پر كرد و بشتافت * كز آتش بيند او پاداش و كيفر بزد بر بارهء برگستوان دار * خدنگ راست رو برگستوان در
--> ( 1 ) اشعار اين قصيده با مقابلهء ديوان ازرقى تا حد ممكن تصحيح شده است .