أحمد بن حامد كرمانى

مقدمه 19

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

تواريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم چنانچه هفت ماه موكب كبريا و مركز عزّ و علاء به بردسير بودى و پنجماه به گرمسير . پس در ماه اردى - بهشت 557 خراجى اتفاق كسوفى تمام افتاد در برج ثور بغايت هايل و سهنماك و هوا بمثابهء تاريك شد كه ستاره پيدا آمد . ديگر سال 557 خراجى بود ملك طغرلشاه در جيرفت رنجور شد و در بيستم فروردين درگذشت و او را چهار پسر بود . . . » جامع التواريخ حسنى جاى همه ، بر بساط نشاط پاى همه . پس ماه ارديبهشت سنهء سبع و خمسين و خمسمائة اتفاق كسوفى تمام افتاد ، در برج ثور بغايت هائل و سهمناك چنانك هوا تاريك شد و ستاره پيدا آمد و مرغان از درختان در افتادند . ديگر سال سنهء ثمان و خمسين خراجى ملك طغرل شاه در جيرفت رنجور شد و و او را چهار پسر بودند . . . » مجمع التواريخ حافظ ابرو و خمس مائة كسوفى تمام افتاد در برج ثور ، چنان كه هوا تاريك شد و ستاره پيدا آمد و ملك طغرلشاه را چهار پسر بودند . . . » يكى از تواريخى كه بالصراحة تاريخ ولايت كرمان را منقول از بدايع الازمان قلمداد كرده زبدة التواريخ ابو القاسم كاشانى است كه مينويسد : « تاريخ ولايت كرمان و معرفت نواحى و قصبات و ذكر پادشاهان ، منقول از كتاب بدايع الازمان فى وقايع كرمان » ولى بطوريكه گذشت نقل و اقتباس آن بقدرى ناچيز است كه قابل ذكر نيست . اينك براى نمونه ، قسمتى از عبارات وقايع حكمرانى عماد الدوله تورانشاه را كه در جامع - التواريخ حسنى و زبدة التواريخ كاشانى آمده است نقل ميكنيم : جامع التواريخ حسنى « چون قباه ملك بر قامت او راست بايستاد ساز عدل ساخت كه مردم نواحى انصاف نوشيروان فراموش كردند و از لطايف حسن سيرت مثلثى آميخت كه غاليهء عهد عمر رضى اللّه عنه در جنب او بوى نداد و دو نوبت لشكر بفارس كشيد به قصد اتابك ؛ اول نوبت مغلوب شد و باز كرمان آمد و تجهيز لشكرى ديگر كرد و رفت و آن را بشكست و فارس را گرفت . و در عهد او اهل عمان خروج كردند و شحنهء كرمان را انزعاج كردند و ولايت را باز خود گرفت . ملك تورانشاه فوجى از حشم مسرعان را تجهيز فرمود و فرستاد تا از سگان آنولايت بعضى خوارج و بعضى روافض سر سفاهت شكستند و زنخ وقاحت بسر بستند و ولايت باز قبض خويش گرفت و در كتب زبدة التواريخ كاشانى « . . . در اثناى آن حال سلطان شاه وفات يافت برادرش تورانشاه را به پادشاهى نشاندند و او دو بار لشكر بفارس فرستاد به قصد اتابك ؛ نوبهء اول مغلوب شد و كرّت دوم غالب آمد و فارس و عمان مسخر كرد . وزيرش ناصر الدين اتابك مكرم بن ابى العلاء بود