أحمد بن حامد كرمانى
مقدمه 18
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
بايد دانست كه نحوهء اقتباس و استفادهء حافظ ابرو از تاريخ افضل با ابن شهاب و محمد بن ابراهيم متفاوتست ؛ به اين معنى كه او مانند آن دو ، تمام عبارات و مطالب را بدون حذف و دخل و تصرف در تاريخ خود وارد نكرده است ؛ بلكه ، چنان كه معمول اوست ( در اين خصوص در رسالهء احوال و آثار ابن شهاب ، نگارنده مقالتى دارد ) در بعض موارد ، با حذف بعض عبارات و مطالب ، تلخيصى از آن كرده ولى در آنچه نقل كرده است تصرفى ننموده . اينك براى مقايسهء طرز استفادهء حافظ ابرو و ابن شهاب و محمد بن ابراهيم از بدايع الازمان افضل الدين ، يكقطعه از آن تاريخ را كه در مجمع التواريخ ( و عينا در جغرافياى حافظ ابرو ) و تواريخ آل سلجوق و جامع التواريخ حسنى آمده است نقل مىكنيم : تواريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم « [ طغرلشاه ] دوازده سال و كسرى بر بساط نشاط و ساحت راحت پشت به چهار بالش باز داد . و در دور او رواج اهل طرب و نفاق اصحاب لهو ظاهر شد و رعيت بموافقت آسايش - الناس على دين ملوكهم و متابعت الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم ؛ روى بمحراب ميخانه نهادند و ركوع صراحى را سجود ميكردند و روزگارى خوش ميگذاشت . و قاعدهء ملوك كرمان چنان بود كه در ماه آذر از دار - الملك بردسير انتقال باز دولتخانه جيرفت كردندى و در ماه ارديبهشت عزيمت بمعاودت بردسير فرمودندى جامع التواريخ حسنى « ملك طغرلشاه دوازده سال و كسرى بر بساط نشاط در ساحت راحت در سهو لهو نشست و پشت به چهار بالش آسايش بازداد و در آن دور ، رواج اهل ملاهى و نفاق اصحاب طرب ظاهر شد و رعيت بموافقت الناس على دين ملوكهم روى بمحراب ميخانه نهادند و ركوع صراحى را سجود ميكردند و روزگارى خوش ميگذشت و قاعدهء ملوك كرمان چنان بود كه در ماه آذر ، از دار - الملك بردسير انتقال باز دولتخانه جيرفت كردند و در ماه ارديبهشت عزيمت معاودت بردسير فرمودندى چنان كه هفت ماه موسم گرما مركز عزّ و علا بسردسير بود و پنجماه گرمسير . بر سرير سرور مجمع التواريخ حافظ - ابرو « طغرلشاه دوازده سال و كسرى بر بساط نشاط ، در ساحت راحت پشت به چهار بالش آسايش بازداد و خراج از تمامت مملكت كرمان در مدت سلطنت خود بينداخت و اندوخته و توختهء اسلاف و ارتفاعات املاك خاصه در وجوه اخراجات خود صرف ميكرد و خواص و عوام كرمان بر موافقت او بموجب الناس على دين ملوكهم روى بمحراب ميخانه نهادند و ركوع صراحى را سجود ميكردند شعر : بر سرير سرور جاى همه * بر بساط نشاط پاى همه در شهور سنه سبع و خمسين