أحمد بن حامد كرمانى
مقدمه 10
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
جداگانه خواهيم پرداخت و اينمطلب در آنجا روشنتر خواهد شد . اينك ساير مواردى كه بدون ذكر نام افضل در يكى ، و وجود ضمير در ديگرى ؛ باقراينى ، اين مقصود را ادا مىكند مينگاريم : تاريخ محمد بن ابراهيم : « . . . وكيل خيل قطب الدين محمد از جهت طلب وجوه ديوانى و ارزاق و علوفات حشم بردسير ، در آن هفته بجيرفت رسيده بود و تا ملك طغرل . . . » تاريخ ابن شهاب : « . . . وكيل خيل قطب الدين محمد از جهت طلب وجوه ديوانى و ارزاق حشم بردسير در آن هفته بجارفت رسيده بود و من مصاحب او و تا طغرل . . . » بطوريكه ملاحظه مىشود الفاظ « و من مصاحب او » كه در تاريخ ابن شهاب آمده است در تاريخ محمد بن ابراهيم نيست و ازينرو ذكر نام افضل نيز زائد است . « . . . و از تزاحم خلق و كثرت نعمت جنت عدن مينمود و بهرامشاه و مؤيد الدين از خراسان استمداد لشكر ميكردند . » « . . . و از تزاحم خلق و كثرت نعمت ، جنت عدن مينمود و راستى را ، من بعد از دو سه ماه چون از مضيق دربندان بيرون آمدم و به فضاى معسكر رسيدم پنداشتم كه فردوسى را به زمين فرستادهاند يا بغداد را بكرمان آوردهاند . و بهرامشاه و مؤيد الدين از خراسان استمداد لشكرى مى كردند . » در اينجا محمد بن ابراهيم آنچه نقل قول از شخص افضل الدين است ، يكسره حذف كرده است . « . . . و اكثر معارف و اهل هواى ملك ارسلان بىمركوب و توشه از شهر بيرون شدند و روى بسرحدّ فارس و عراق نهاد و مصيبتى تازه و اضطرابى بىاندازه . . . » « . . . و اكثر معارف و اهل هواى ملك ارسلان بىمركوب و توشه از شهر بيرون شدند و روى بسرحدّ فارس و عراق نهادند و از آن جمله يكى من بودم و مصيبتى تازه و اضطرابى بىاندازه . . . » درينجا نيز چون ذكر سرگذشتى از افضل الدين بوده و محمد بن ابراهيم در تاريخ سلاجقهء كرمان ، خود را از ذكر آن بىنياز مىديده آن را حذف كرده است .