ذبيح الله صفا
1652
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
باب هفتم در ذكر جميل حضرت نواب و ختم كتاب ؛ و مقصود او از « حضرت نواب » ممدوح او ميرزا شاه حسن ارغونيست . اين تذكره صرفنظر از بعضى نقصها و بىدقتيهايى كه در آن مىبينيم بسبب اشتمال بر اطلاعات سودمند ، خاصه دربارهء پادشاهان پارسىگوى جغتايى و مغول تبار آسياى مركزى ، قابل توجهست ، و اگرچه در اين كتاب از پادشاهان مذكور در لباب الالباب عوفى و شعرهايشان استفاده نشده ولى بسبب احتواء بر اطلاعات خوبى دربارهء مظفريان و جلايريان و تركمانان سپيد گوسفند و سيه گوسفند و چهار تن از صفويان ( شاه اسمعيل اول ، شاه تهماسب ، سام ميرزا ، بهرام ميرزا ) و ملوك هند و سند باضافهء شاهان تركزاد آسياى مركزى و بعضى فوائد ديگر در حقيقت حكم ذيلى بر اثر ذيقيمت عوفى يافته است . اين كتاب دوبار در سنواتى نزديك بهم بطبع رسيد . دوست فاضل درگذشتهء من سيد پير حسام الدين راشدى پاكستانى آن را بسال 1968 ميلادى در كراچى بطبع رسانيد و استاد فقيد دكتر عبد الرسول خيامپور بسال 1345 ش در تبريز چاپ كرد « 1 » . 6 ) صنايع الحسن در صنعتهاى شعرى و عروض و قافيه كه بنام ميرزا شاه حسن ارغونى حكمران سند تأليف شده و مرحوم سيد پير حسام الدين راشدى نسخهيى از آن در كتابخانهء خود داشت . 7 ) جواهر العجايب در بيان حال بيست و پنج تن از زنان شاعر بنظم تاريخيست كه از مهستى « 2 » آغاز مىشود و فخرى آن را بسال 963 ، سال جلوس جلال الدين اكبر بر تخت سلطنت ، بنام جيجى بيگم مخاطب به « ماهم » مادر رضاعى آن پادشاه تأليف كرد « 3 » ، و آن نخست بسال 1873 ميلادى در لكنهو و
--> ( 1 ) - و نيز بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، چاپ پنجم 1368 ، حاشيهء ص 129 - 130 . ( 2 ) - دربارهء او فعلا بنگريد بروز روشن ، تهران 1343 ، ص 785 - 787 . ( 3 ) - دربارهء او گويد : كامكار بخت و دولت ما هم بلقيس قدر * آنكه شد پرورده او را درّ شاهى در كنار