ذبيح الله صفا

1646

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ايران و هند در سدهء دهم هجريست . پدرش اميرى خراسانى از رجال خراسان در پايان دورهء تيمورى و آغاز عهد صفوى بوده و شعر مىسروده و با شاعرانى چون هلالى و هاتفى معاشرت داشته است . تقى اوحدى بليانى دربارهء اين اميرى خراسانى گويد كه « از اعيان و اكابرست و گويند به نسبت امارت اميرى تخلص مىكرد ، . . . نقلست كه شاه اسمعيل بعد از تسخير ، هرات را بوى و دورمش خان سپرد ، و ايشان بغايت خوش سلوك كردند » « 1 » ، و سلطان محمد تا مدتى از عهد پادشاهى شاه تهماسب در هرات بسر مىبرد و در ظل حمايت دورميش خان و وزيرش خواجه كريم الدين حبيب الله ساوجى بايجاد آثارى سرگرم بود و در همين اوقات بود كه مجالس النفائس امير على شيرنوايى را بنام شاه اسمعيل و پسرش سام ميرزا ترجمه و تكميل كرد و لطائف‌نامه ناميد و سپس در همان دوران پادشاهى شاه تهماسب بعزم سفر حج از خراسان بيرون رفت و بقول خود او گذارش بملك سند افتاد و چندى در آن ديار اقامت كرد و به خدمت ابو الفتح ميرزا شاه حسن ارغون حكمران ارغونى سند و تته ( 930 - 961 ه ) « 2 » درآمد

--> - على اصغر حكمت . * مقدمهء تذكرة السلاطين چاپ كراچى بتصحيح مرحوم سيد حسام الدين راشدى ، 1968 ميلادى ، و نيز مقدمهء همان كتاب بتصحيح و طبع مرحوم دكتر عبد الرسول خيام‌پور ، تبريز ، 1345 شمسى . * تاريخ نظم و نثر در ايران ، شادروان سعيد نفيسى ، صفحه‌هاى 277 - 278 و 376 - 377 و 438 - 439 و 825 . * تاريخ تذكره‌هاى فارسى تأليف آقاى احمد گلچين معانى ، ج 1 ، تهران 1348 ص 417 - 432 و 644 - 649 ؛ و ج 2 ، تهران 1350 ص 118 - 120 و مأخذهايى كه ايشان ذكر كرده‌اند . ( 1 ) - اگر اين خبر درست باشد بايد اين اميرى خراسانى همان امير خان يا امير سلطان باشد كه به تصريح غياث الدين خواندمير در حبيب السير با دورمش خان در رتق و فتق امور خراسان همكارى داشت ( حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 575 تا 594 كه در بيشتر آنها ازو نام برده شده است ) ( ؟ ) ( 2 ) - دربارهء ارغونيان سند بنگريد به همين جلد ، ص 464 - 465 .